وبلاگ تخصصی غدیر امامت ولایت

                                  >

فَليُبَلِّغِ الحاضِرِالغائِبَ وَالوالِدِ الوَلَدَ الی یُومِ القِيامَة

پس برسانند حاضران غائبان را و پدران فرزندان را تا روز قيامت.
فرازی از خطابه غديرپيامبر خدا (صلی الله عليه وآله)

خطابه غدير تنها خطابه ايست که پيامبر خدا (صلی الله عليه وآله) نه تنها شنيدن و دانستن آنرا برای همگان واجب دانسته اند، بلکه رساندنش به ديگران را نيز بر ما تکليف نموده اند و اين امر در مورد هيچ خطبه ديگری از ايشان سابقه ندارد. وبلاگ عطر غدیر اين جمله را در صدر اساسنامه فعاليتهای خود قرار داده و می کوشد این خطابه که در واقع آخرين خطابه و وصيت نامه رسول خدا (صلی الله عليه وآله) برای تمامي نسل بشر می باشد را بدون هيچ کم و کاست به گوش کسانی که از آن بی خبرند، برساند.


+ نوشته شده درچهارشنبه هفتم دی 1390ساعت 1:34توسط مریم کیانی بیدگلی |

                                  روزشمار عيد غدير>


۲۵ ذيقعده سال دهم هجري قمري
۲۳ روز تا عيد غدير خم
روز ۲۵ ذيقعده سال دهم هجري قمري، سال 632 ميلادي، مصادف با 4 / اسفند سال دهم هجري شمسي. پيامبر خدا صلي الله عليه و اله براي سفر حج، اعلان رسمي نمودند. و اعلام شده که اين سفر، آخرين حج رسول گرامي اسلام مي باشد و به دستور آن حضرت، منادياني به اطراف مدينه رفته اند تا همگان بدانند و پيامبر رحمت را همراهي کنند.
و اينک کاروان بزرگ حج، به قافله سالاري برترين مخلوق آفرينش، به سوي مهبط وحي، حرکت مي کند. به فرمان پيامبر، مردم لباس احرام برداشته اند.

اهل بيت پيامبر صلي الله عليه و آله، صديقه کبري و حسنين عليهم السلام همراه اين کاروان هستند. قافله عظيم حج، از مدينه خارج مي شود و جمعيتي بالغ بر 70 هزار نفر پياده و سواره، در 7 کيلومتري مدينه و 486 کيلومتري مکه، در محلي به نام " ذوالحليفه " يا " آباد علي"، مکاني که امروز مسجد " شجره " ناميده مي شود، متوقف شده، به دستور پيامبر احرام بسته و به سوي حرم امن الهي راهي مي شوند تا آداب حج را بياموزند.
 
۲۶ ذيقعده سال دهم هجري قمري
۲۲ روز تا عيد غدير خم
امروز مدينه، به فراق يار مبتلا گشته و تمامي انوار مقدسه، رسول خدا صلي الله عليه و آله را همراهي مي کنند. در آخرين سفر حج، که"حجة الوداع" نام گرفت، تنها يار جدا مانده از کاروان، اميرالمومنين عليه السلام است. فرستاده اي ويژه، حامل پيام رسول خدا، روانه سرزمين يمن مي شود تا حضرت علي عليه السلام را که براي تعليم دين راهي آن ديار شده، به مکه فرا بخواند .

آخرين حج نبوي، بر پايه حکم و وحي الهي شکل گرفته و به دستور قاطع خداوند مبني بر ابلاغ حکم وصايت و امامت صورت پذيرفته است:

" يا ايُها الرُّسوُل بَـلـِّغ ما اُنزِلَ اليکَ مِن رَبِّک وَ اِن لـَم تـَفعَل فـَما بَلـَّغت رِسالـَتـَهُ " (مائده/ 67)
" اي پيامبر، ابلاغ کن آنچه را که از طرف پروردگارت بر تو نازل شده، که اگر انجام ندهي، رسالت او را نرسانده اي . "
اين چه پيغامي است که اگر ابلاغ نگردد، رسالت همچنان ناقص مي ماند و تلاش بيست و سه ساله پيامبر عزيز با تمام سختي ها، جنگ ها و ... بي ثمر خواهد بود؟
با کاروان همراه شويم تا بدانيم .
 
۲۸ ذيقعده سال دهم هجري قمري
  ۱۹ روز تا عيد غدير خم
کاروان، صبح روز سه شنبه به "عرج" رسيد . اين قافله هنوز حضرت علي عليه السلام را همراه ندارد . ايشان به امر پيامبر، براي تعليم احکام الهي اسلام به گروهي از مسلمانان و حل اختلافي که بين اهل يمن پيش آمده، سوي آن ديار راهي شده اند و اينک با رسيدن نامه پيامبر و دستور جديد، به همراهي دوازده هزار نفر از اهل يمن به سوي مکه عازم هستند .

شانزده ماه پيش نيز که پيامبر به قصد غزوه تبوک، مدينه را ترک کردند، حضرت امير همراه ايشان نبودند. و منافقين فتنه کرده، چنين گفتند که چون هوا گرم بوده حضرت علي در جنگ شرکت ننموده است. اين سخن براي قهرمان اسلام گران آمد و به پيشگاه پيامبر خدا شتافت و لب به شکوه گشود . آنجا بود که پيامبر فرمودند :
" علي جان، تو براي من چون هارون براي موسي هستي ." (فروغ ابديت ج 2، ص 391) .
 
۲۹ ذيقعده سال دهم هجري قمري
۱۸ روز تا عيد غدير خم
کاروان عظيم پيامبر گرامي در پنجمين روز از سفر خود به "سقيا" رسيد . اينک پيامبر تمامي اهل مدينه را جز آنان که به دلايلي همچون بيماري نتوانسته اند همراهيش کنند، در قافله خود به همراه دارد . ده سال پيش در آغازين روزهاي ربيع الاول نخستين سال هجرت، زماني که سراسر جزيرة العرب را دشمنانش در استيلا داشتند و ياران و پيروان ايشان بسيار ناچيز مي نمود، پيامبر مسير مکه تا مدينه را، به همراه تعداد اندکي طي نمودند. اما امروز بيش از هفتاد هزار نفر تنها از مدينه در کنار حضرت ره مي سپرند .

و هنوز زنده است ياد پر خاطره " ليلة المبيت "، آن شبي که علي عليه السلام در بستر پيامبر خوابيد تا نقشه دشمنان، نقش بر آب گردد و با حفظ جان پيامبر، تاريخ هجرت رقم بخورد .

در همان شب بود که رداي بلند افتخار بر قامت علي عليه السلام پوشانيده شد و چنين نازل گشت :
" وَ مِن النّاس ِ مَن يَشتـَري نَفسَهُ ابتِغاءَ مََرضاةِ الله وَ اللهُ رَئوُفٌ بالعِباد . " (بقره / 207)
" و از مردمان، که از جان خود در راه رضاي خدا درگذرند و خداوند دوست دار چنين بندگانيست . "
 
اول ذي الحجه سال دهم هجري قمري
۱۷ روز تا عيد غدير خم
در هفتمين روز از سفر پيامبر در مسير مدينه تا مکه، کاروانيان با عبور از " جحفه " و " غدير خم " عازم " قديد " شدند . " جحفه " در 156 کيلومتري مکه، ميقات کساني است که از مسير شام و مصر به مکه مشرف مي شوند. تقريباً در سه کيومتري اين محل به طرف مکه، غديرخم قرار دارد که در آن روزگار، آبگيري در خود داشت و درختاني کهنسال بر آن سايه انداخته بودند .

"جحفه" که در سه راهي مسيرهاي مدينه، عراق و مصر به حساب مي آمد، خود يادآور خاطرات شيريني بود. يک سال پيش يعني در سال نهم هجرت، در همين محل بود که اميرالمومنين علي عليه السلام به ابوبکر رسيدند و ماموريت ابلاغ آيات برائت را از او تحويل گرفتند . همانطور که مي دانيد، وقتي آيات آغازين سوره برائت نازل گرديد و پيامبر فرمان يافتند که آن آيات را در ايام حج به مشرکين ابلاغ و با آنان اتمام حجت کنند، رسول اکرم صلي الله عليه و آله، ابتدا ابوبکر را به همراه چهل نفر مامور انجام فرمان ساختند. اما پس از آن جبرئيل نازل گرديد و پيغام خدا را رسانيد که : اين کار حتماً بايد توسط خود پيامبر يا کسي که از او باشد، صورت گيرد. پس اميرالمومنين مأموريت يافت و پاي در راه گذاشت .

و چنين بود که جحفه بار ديگر فضيلت بي حد، و برتري بي قياس ابوتراب را نسبت به ديگر مسلمانان گواه آورد. و در پي آن در دهم ذي الحجه سال نهم، صداي رساي علي عليه السلام در جمره عقبي در منا طنين انداز شد که:

" بَرائـَة ٌ مِنَ اللهِ وَ رَسُوله الي الذينَ عاهَدتـُم مِنَ المُشرکين. " (توبه/1)
 
دوم ذي الحجه سال دهم هجري قمري
۱۶ روز تا عيد غدير خم
کاروان پيامبر اکرم صلوات الله عليه به " قديده " رسيده و در آنجا توقف مي کند . حضرت عليه السلام و همراهان نيز هم اينک از نجران و يمن با کارواني دوازده هزار نفري به سمت مکه رهسپارند .

" نجران " که منطقه مسيحي نشين در مرز يمن و حجاز است، خود حکايتي در فضيلت خاندان وحي دارد. چند ماه پيش، وقتي که هيات نمايندگي مسيحيان نجران، مُرکّب از شصت نفر از برگزيدگان اين قوم در پاسخ به نداي پيامبر اکرم که آنها را به قبول اسلام - و غير اين صورت، پرداخت جزيه - مکلف کرده بود، وارد مدينه شدند، وقايع و گفتگوهاي بسياري بين آنها و پيامبر اسلام پيش آمد و چون سرانجام اين بحث ها به نتيجه نرسيد، پيامبر آنان را به مباهله فرا خواند تا از هر يک از دو طرف، به همراه برگزيده ترين هاي خود در نقطه اي خارج از مدينه به مباهله برخيزند و دعا کنند تا خداوند دروغگويان را از رحمت خويش دور سازد و بر آنان عذاب نازل نمايد.

در اين باره قرآن مي فرمايد: " فَقـُل تَعالوا نَدعُ اَبناءَنا و اَبناء کُم وَ نِساءَ نا وَ نساء کُم وَ انفُسَنا وَ انفُسَکُم ثُمَّ نَبتَهل فَنَجعَل لعنة الله علَي الکاذبين." (آل عمران/ 61)

« پس بگو بياييد تا پسرانمان و پسرانتان، و زنانمان و زنانتان و ما خويشانمان و شما خويشانتان را بخوانيم و سپس مباهله و دعا کنيم. تا خداوند دروغگويان را به لعنت و مجازات خويش گرفتار سازد.

سرانجام لحظات مباهله فرا رسيد و ديدگان حيرت زده مسيحيان سيماي مطمئن و آرام پيامبر را مشاهده کردند، در حالي که کودکي در آغوش دارد و دست کودک ديگري را به دست گرفته و قدم به ميدان مي گذارد. بانويي در پس حضرتش حرکت مي کند و در پشت سر آنها حضرت علي عليه السلام گام برمي دارد!
و چنين بود که هيات نجران از بيم هلاک شدن به جزيه تن در داد، از در صلح درآمد و علي عليه السلام در همين آيه به مدال پر افتخار «نفس پيامبر» نازل گرديد. در سفر به يمن اين ماموريت را نيز داشت که اولين پرداخت جزيه را تحويل بگيرد و به پيامبر تقديم نمايد.

و اينک ابوتراب، سرافراز از انجام وظايف محوله، رهسپار مکه بود و براي ديدن حبيبش رسول خدا لحظه شماري مي نمود.
 
سوم ذي الحجه سال دهم هجري قمري
۱۵ روز تا عيد غدير خم
در نهمين روز سفر، کاروان پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله، به "عسفان" رسيد .
پيامبر خدا با عزمي راسخ به همراه قافله هفتاد هزار نفري خود همچنان به سمت مکه پيش مي روند تا آخرين فرامين الهي را اجرا کنند، اجراي صحيح مراسم حج و آموزش واجبات و مستحبات آن به مسلمين و همچنين اعلام امر ولايت و امامت و تعيين جانشين بعد از خود، چرا که ديگر خورشيد عمر مبارکشان رو به افول است .

حضرت علي عليه السلام نيز همراه کاروان دوازده نفري از يمن به سمت مکه در راه و بي صبرانه در انتظار ديدار رسول خدا است .
اغلب محدثين و مورخين، به تواتر در کتب فريقين نقل کرده اند که رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمودند:
" اول کسي که روز قيامت در حوض کوثر، بر من وارد مي شود، علي است و او همان جوانمردي است که اولين مسلمان بود و پيش از هر کس اسلام آورد و نماز گزارد و اطاعت امر خدا و رسول نمود ." ( بحارالانوار)

ابوذر غفاري مي گويد: از رسول خدا صلوات الله عليه شنيدم که در حق اميرالمومنين عليه السلام مي فرمود :
" يا علي تو اول کسي هستي که به من ايمان آوردي. تو کسي خواهي بود که در قيامت با من مصافحه مي کني. تو راستگوي بزرگواري، تو کسي هستي که بين حق و باطل فرق مي گذاري و حق، همواره با توست. تو پيشوا و رهبر مومنين هستي . برادر من، وزير من و بهترين کسي هستي که پس از من باقي خواهي ماند و تو مواعيد مرا انجام مي دهي ." ( فروغ ابديت، جعفر سبحاني )
 
چهارم ذي الحجه سال دهم هجري قمري
۱۴ روز تا عيد غدير خم
امروز کاروان پيامبر صلي الله عليه و آله به "مرالظهران" رسيد و تا شب آنجا توقف نمود. سپس قافله شبانه به سوي "سيرف" حرکت کرد و به مکاني رسيدند که منزل بعد از آن مکه معظمه بود. امروز فراق مدينه از يار به دهمين روز خود رسيده است و مسجد زيباي نبوي، ده شبانه روز است که بي فروغ مانده، نه پيامبري، نه علي و نه فاطمه، حسن و حسين . فراق کدام يک را تحمل نمايد ؟!

پنجم ذي الحجه سال دهم هجري قمري
۱۳ روز تا عيد غدير خم
کاروان پيامبر به نزديکي مکه رسيده و تا رسيدن به حرم، راهي نمانده است. حضرت علي عليه السلام که براي ديدار پيامبر در تب و تاب است، خود و قافله اش را به پيامبر رسانيد. ديدگان پيامبر پيش از رسيدن به مکه به ديدار برادرش روشن گرديد .

پيامبر از حضرت پرسيد: چگونه و با چه نيتي احرام بستي؟ اميرالمومنين پاسخ داد: چون نمي دانستم که شما چه نيتي کرده ايد، من نيت نمودم که:

" اللهم اِهلالاً کاهلال نبيک "؛ خدايا نيتي بسان نيت پيامبرت.
پيامبر مي فرمايد: "علي جان! تکليف تو در اين حج، همان تکليف من است، حال به سوي سربازانت برگرد و با آنها به مکه بيا."
و اينک کعبه بي تاب از شوق حضور بهترين ميهمان، در حريمش، رسيدن ايشان را لحظه شماري مي کند. امروز يادگار ابراهيم، ميهماني را در طوف خود خواهد ديد که تا برپايي قيامت، عزيزتر از او به زيارتش نخواهد آمد. قافله و قافله سالار به حرم مي رسند. صلاي لبيک قطع مي شود و مکه، يگانه فرزند خود را در آغوش مي گيرد. رسول الله رو به سوي مسجد الحرام پيش مي رود و در حالي که زبان به حمد و ثناي پروردگار و درود و صلوات بر حضرت ابراهيم گشوده است، از باب "بني شيبه" به مسجد وارد مي شود.

لحظات نيکبختي "حجرالاسود" فرا رسيده است، حبيب خدا ابتدا اين سنگ بهشتي را استلام مي کند و آنگاه در گرداگرد کعبه به طواف مشغول مي شود، نماز طواف در پس مقام ابراهيم ادا مي گردد و سپس نوبت به سعي ميان صفا و مروه مي رسد، همانجا که روزي دويدن هاي هاجر را به خود ديده است، هفت بار گام زدن در راه صفا و مروه، آخرين عمل از عمره تمتع است و پيامبر رو به زائران و همراهان مي فرمايد:

" آنان که قرباني با خود نياورده اند از احرام خارج شوند، اما آنان که چون من قرباني با خود دارند بايد تا زمان ذبح قرباني در منا، در احرام بمانند."
 
ششم ذي الحجه سال دهم هجري قمري
  ۱۲ روز تا عيد غدير خم
دومين روز اقامت پيامبر صلي الله عليه و آله در مکه قبل از عزيمت به عرفه است. اميرالمومنين نيز به مکه آمده و از اعمال طواف و نماز و سعي فارغ شده است.

گفته شده که بعد از ديدار پيامبر، حضرت نزد سربازان و همراهان خود برگشته تا آنان را براي رسيدن به مکه فرماندهي کند. آن حضرت در سفر خود به يمن مأموريت داشت تا بخشي از جزيه مسيحيان نجران را در قالب يک هزار دست لباس، از ايشان تحويل گرفته، به همراه بياورد. هنگامي که حضرت علي عليه السلام براي ديدار با پيامبر، لشکر خويش را در نزديکي مکه مستقر کرد، به نزد پيامبر شتافت و آن لباس ها را به جانشين موقت خود سپرد. اما در بازگشت متوجه شد که لباس ها در ميان سربازان تقسيم شده و آنها را به عنوان لباس احرام، بر تن کرده اند. اين عمل، علي عليه السلام را سخت گران آمد و جانشين را مورد عتاب قرار داد که چرا چنين کرده است. وي گفت: آنها اصرار کردند تا من اين لباس ها را به امانت به ايشان بسپارم و پس از انجام حج باز پس گيرم .
حضرت که چنين اختياري براي وي قائل نبود، لباس ها را از سربازان باز پس گرفت. و در مکه تحويل پيامبر داد .
عدالت و امانت علوي، همراهان حضرتش را خوش نيامد. لذا به خدمت پيامبر رفته و شکوه نمودند. پيامبر که از کردار و گفتار آنان رنجيده شده بود، يکي از ياران خود را طلبيد و از او خواست که در ميان قوم شکوه گر بپاخيزد و پيام حضرتش را چنين ابلاغ نمايد:

"از بدگويي درباره علي - عليه السلام - دست برداريد که او در اجراي دستور خداوند در دينش بي پروا است و اهل تملق و مداهنه نيست ." ( فروغ ابديت )
 
هفتم ذي الحجه سال دهم هجري قمري
۱۱ روز تا عيد غدير خم
مکه همچنان پذيراي ميهمان عزيز خويش است. ميهمان در انديشه رسالتي که بر گردن دارد . از سويي بايد اعمال حج را دقيق به انجام رساند و مسلمانان را با مناسک حج آشنا کند و از سويي ديگر به بزرگترين و حساس ترين تکليف خود در اين سفر جامعه عمل بپوشاند.
اما رسول خدا صلي الله عليه و آله را چه چيزي اين چنين در انديشه فرو برده ؟ مگر از چه چيز بيم دارد که اين چنين از فرجام پيروان خود احساس خطر مي کند؟
نيک بنگريد و در خيل پيروان ايشان بگرديد تا بدانيد که کدام انديشه، پيامبر را مي آزارد. مي دانيم که حضرتش به هنگام خروج از مدينه به قصد مکه بيش از شصت قرباني به همراه داشتند و کساني نيز در قافله با خود قرباني به مکه آورده بودند. به فرمان پيامبر اکرم اين گروه بايد بعد از انجام اعمال خود در مکه، تا ذبح قرباني در منا به حال احرام باقي مي ماندند، اما تکليف آنان نيز که با خود قرباني نياورده بودند روشن بود. آنها بايد بعد از سعي صفا و مروه از احرام خارج مي شدند و براي عزيمت به عرفه دوباره احرام مي بستند. اين وظيفه و تکليف شرعي آنان بود که پيامبر به ايشان ابلاغ فرموده بودند.
دريغا، هنوز بودند کج انديشاني که علي رغم تاکيد پيامبرشان، جاهلانه راه خود رفتند و در احرام ماندند. آنان لب به اعتراض گشوده، گفتند:
"روا نيست پيامبرمان در احرام باشد و ما به کارهايي مشغول شويم که با خروج از احرام بر ما حلال شده است ." گويي بيش از پيامبر خدا از دين و تکليف خبر دارند!
به راستي اين کج انديشان چگونه در برابر تکليف مهم الهي سر تسليم فرود خواهند آورد؟
آري، نگراني پيامبر اکرم، از نافرماني اين امت، پس از خود نيز مي باشد.
 
هشتم ذي الحجه سال دهم هجري قمري
۱۰ روز تا عيد غدير خم
امروز، روز" ترويه " است. ترويه به معناي ذخيره کردن آب است و چون در اين روز حجاج بايد براي توقف در عرفات و بيتوته در مشعرالحرام و انجام اعمال خاص منا ، به فکر ذخيره آب باشند، به آن " يوم الترويه " گفته اند . اين نام از حج ابراهيم و اسماعيل عليهما السلام به يادگار مانده است، چرا که جبرئيل به ايشان توصيه نمود براي عرفات، مشعر و منا با خود آب بردارند . در اين روز کاروان پيامبر اکرم در حجة الوداع از مکه خارج شده و از راه منا به سوي عرفات رهسپار است .
 
نهم ذي الحجه سال دهم هجري قمري
۹ روز تا عيد غدير خم
روز عرفه، روز خود شناسي ، روز بازخواني - کرده ها و ناکرده ها- روزاعتراف به گناهان و روز تزايد معرفت نسبت به کردگار است . امروز، روزعرفه است و آنجا که ما از آن سخن مي گوييم ، صحراي عرفه.

پيامبرخدا تا طلوع آفتاب در منا حضور داشته و سپس به صحراي عرفات رفتند . نيک که بنگريد در محلي به نام " نـَمَره" خيمه رسول الله را خواهيد ديد و چون در سخنان حضرتش دقت کنيد، بوي خداحافظي استشمام خواهيد کرد . آفتاب عمر حبيب خدا، انديشه غروب دارد و آخرين سفر اين سفير الهي با ابلاغ آخرين تکاليف رسالتش سپري مي شود . محمد مصطفي صلي الله عليه و آله دغدغه اي بزرگ در سينه دارد . مي داند که بايد در واپسين روزهاي حيات ، جانشين خود را به مردم بشناساند . جبرئيل در شامگاه روز قبل، بار ديگر پيام معبودش را به او ابلاغ نموده که اگر چنين نکند گويي رسالتش را به انجام نرسانيده است .
روزها سخت و حساس در پيش است و پيام آورامين الهي بايد که براي رسانيدن پيام کردگارش دل هاي رميده پيروانش را آماده سازد ، گويا همين ديشب بود که صداي حضرتش گفتار جبرئيل را براي مومنين ياد مي کرد .
" اِنَّ السَعيد؟، کُل السَعيد ، حقُ السعيد ، مَن اَحَبَّ علياً مِن حَياتِه و بَعدَ موتِه ."
" خوشبختي واقعي ، تمامي سعادت و نيکبختي حقيقي، براي آن کسي است که " علي" را در زندگيش و پس از مرگش دوست بدارد. » 
 
دهم ذي الحجه سال دهم هجري قمري
۸ روز تا عيد غدير خم
روز قربان، روزي پر خاطره است . روزي که بوي بندگي خالص ابراهيم و اسماعيل عليهما السلام را مي دهد . روزي که قرنها پيش پدر و پسري ، سرافراز از امتحاني بزرگ ، مدال افتخار به سينه آويختند و عيد بزرگ اضحي و آيين ذبح قرباني، با ايثار آنان و هديه بهشتي جبرئيل به يادگار ماند.
پيامبراکرم و همراهان در منا قرباني کردند. پس از آن پيامبر پيروان خويش را مخاطب قرار داده و فرمود: " چند صباحي بيش ، از عمر من باقي نمانده و در فرداي روزگار اگر نباشم، اين برادرم علي عليه السلام است که در مقابل متخلفين خواهد ايستاد. " سپس آنان را به امانت داري توصيه کرده ، فرمود :
" من دو چيز گرانبها در ميان شما به امانت مي گذارم که اگر به اين دو چنگ زنيد هرگز گمراه نخواهيد شد. کتاب خدا و عترتم يعني اهل بيتم . " و اين گفتار پيامبر به عنوان " حديث ثقلين" جاودانه در تاريخ اسلام باقي ماند .

يازدهم ذي الحجه سال دهم هجري قمري
۷ روز تا عيد غدير خم
اين روز، روز ستيز با شيطان است .

پيامبرخدا صلي الله عليه و آله و يارانش پس از انجام اعمال در منا، شب را در همان جا بيتوته کردند و اينک به رمي جمرات سه گانه، به نشانه نفرت از شيطان مشغولند.
 
دوازدهم ذي الحجه سال دهم هجري قمري
۶ روز تا عيد غدير خم
امروز آخرين روز توقف در منا است و آخرين مراحل حج در حجة الوداع به پايان خواهد رسيد .
پيامبر اسلام امروز يکي از تکاليف مهم خود را در اين سفر که آموزش عملي اعمال و مناسک حج ابراهيمي به مسلمين است، تمام و کمال به پايان رسانيدند و درهر مورد واجبات و مستحبات آن را براي مردم بيان فرمودند و بدين ترتيب اعمال حج به پايان رسيد .
پس از پايان مراسم حج، دستور الهي بر پيامبر صلي الله عليه و آله چنين نازل شد:
" نوبت تو به پايان رسيده و روزگارت کامل شده است. اسم اعظم و آثار علم و ميراث انبياء را به علي بن ابيطالب بسپار که او اولين مؤمن است. من زمين را بدون عالمي که اطاعت من و ولايتم با او شناخته شود و حجت بعد از پيامبرم باشد، رها نخواهم کرد . " 
 
سيزدهم ذي الحجه سال دهم هجري قمري
۵ روز تا عيد غدير خم
آخرين ساعات حضور پيامبر در مکه است و به زودي کاروان حجاج به قصد بازگشت به ديار خويش حرکت خواهد کرد . امروز نيز افتخاري ديگر براي حضرت علي عليه السلام به همراه دارد. آري، امروز است که جبرئيل بر پيامبر خدا نازل مي گردد و از جانب پروردگار، مدال و عنوان زيباي ، " اميرالمومنين" را اختصاصاً براي علي بن ابيطالب عليه السلام به همراه مي آورد . پيامبر خدا نيز دستور مي دهند تا يکايک يارانشان" ابوتراب" را ملاقات کنند و ايشان را با عنوان اميرالمومنين خطاب کرده ، چنين سلام نمايند:
" السلام عليک يا اميرالمومنين "
اين فرمان پيامبراکرم بعضي از صحابه را خوش نيامده و به عنوان اعتراض به ايشان عرض مي کنند : " آيا اين عنوان، عنواني از سوي خداوند و رسول او است؟ " حضرت رسول آزرده خاطر و غضبناک مي فرمايند:" حقي است از طرف خدا و رسولش، و خداوند اين دستور را به من داده است."
به راستي اين چنين مسلماناني در فرداهاي نزديک چگونه سر تسليم در برابر فرمان پروردگار فرود خواهند آورد؟
و پيامبر، در انديشه سرانجام آخرين رسالت خود يعني تعيين جانشين است که به امر پروردگار در راه مدينه صورت خواهد گرفت .
 
چهاردهم ذي الحجه سال دهم هجري قمري
۴ روز تا عيد غدير خم
در اين روز مکه با ميهمان عزيز خود، پيامبر خدا براي هميشه وداع کرد. به دستور الهي، حاجيان به حرکت در آمدند و سيل جمعيت که بيش از صد و بيست هزار نفر بود، به همراه حضرت، سفر پنج روزه تا غدير را آغاز نمودند . حتي پنج هزار نفر از اهل مکه و دوازده هزار نفر از اهل يمن - در جهتي مخالف مسير ديار خود - براي درک مراسم غدير همراه حضرت آمدند .

بر اساس فرمان پيامبراکرم صلي الله عليه و آله، حاجيان در مکه باقي نماندند و همه به قصد حضور در بزرگترين همايش تاريخي اسلام عازم ميعادگاه غدير شدند.

زمان ابلاغ آخرين رسالت نبوي هر لحظه نزديک تر مي شود و پيامبراکرم همچنان در انديشه سرانجام اين رسالت است. در اين که اميرالمومنين عليه السلام تنها فرد شايسته براي جانشيني رسول خدا است، دوست و دشمن شک ندارد، چرا که او اولين مسلمان و اولين نمازگزار در پشت سر پيامبراکرم است و در دعوت نزديکان و انذار"عشيره اقربين" اوست که برادر، وصي و جانشين پيامبرمي شود، در" ليلة المبيت"، اوست که جان فداي نبوت مي کند، در بدر اوست که کمر شرک را مي شکند، اُحد سرود " لافتي الاعلي،لا سيف الا ذوالفقار" برايش مي سرايد، خيبر را او فاتح است و در قرآن کريم آيه هايي از فضايل و مناقب او موج مي زند و اين همه را رسول خدا صلي الله عليه و آله بهتر از هر کسي مي داند.

پانزدهم ذي الحجه سال دهم هجري قمري  
۳ روز تا عيد غدير خم
کاروانيان پس از خروج از مکه به منطقه "سيرف" رسيدند و از آنجا تا " مرالظهران " آمدند. هنوز تا " غدير خم" چند منزل ديگر باقي است.
انتخاب منطقه "غدير" از چند جهت قابل توجه است:
اول اين که در راه بازگشت از مکه، اين محل کمي قبل از محل افتراق کاروان ها و تقاطع مسيرها است.
دوم اين که در آينده که کاروان هاي حج در راه رفت و برگشت از اين مسير عبور مي کنند، با رسيدن به وادي غدير و نماز در مسجد پيامبر، تجديد خاطره و بيعتي با اين زيربناي اعتقادي خود نمايند و ياد آن در دل ها احياء گردد.

سوم اين که"غدير" محلي بسيار مناسب براي برنامه سه روزه پيامبر و ايراد خطبه براي آن جمعيت انبوه به منطقه "غدير خم"، بياباني باز و وسيع درمسير سيلاب وادي" حجفه" بود. اين سيلاب از مشرق به مغرب جاري مي شد و پس از عبور ازغدير به حجفه مي رسيد و سپس تا درياي سرخ ادامه پيدا مي کرد و سيل هاي ساليانه را به دريا مي ريخت.

در اين مسيرآبگيرهاي طبيعي به وجود آمده بود که پس از عبور سيل، آب هاي باقي مانده در آنها جمع مي شد و به عنوان ذخايرآبي شناخته مي شدند و به آنها اصطلاحاً "غدير" مي گفتند. در مناطق مختلف، غديرهاي زيادي در مسيرسيل ها وجود داشت که با نامگذاري از يکديگر شناخته مي شدند. اين غديرهم براي شناخته شدن ازغديرهاي ديگر، به نام "غدير خم" نامگذاري شده بود. کنار اين آبگير پنج درخت سرسبز و کهنسال از نوعي درخت شبيه درخت چنار، که درخت خاص صحراها است وجود داشت . اين پنج درخت، سايباني مناسب براي مسافران خسته بودند.
در نهايت اين بيابان وسيع، به عنوان بهترين مکان براي مراسم سه روزه غدير انتخاب گرديد و جايگاه سخنراني، زير همان درختان در نظر گرفته شد که هم مشرف به بيابان و محل تجمع مخاطبين و هم سايبان مناسبي براي ايراد خطابه بود.
 
شانزدهم ذي الحجه سال دهم هجري قمري
۲ روز تا عيد غدير خم
قافله عظيم غدير همچنان در حرکت است . قافله از"مرالظهران" گذشته و به آبادي بعدي يعني "عسفان" رسيده و تا مکان غدير و روز موعود راهي باقي نيست، روزي که خداوند مقدر داشته تا رسولش، ولايت اميرالمومنين عليه السلام را بر مردم ابلاغ کند و با مسلمانان اتمام حجت کرده، او را پس از خود مولاي آنان قرار دهد، چرا که چند روزي بيشتر از عمر مبارکش نمانده و اين در حالي است که خداوند هيچگاه زمينش را بدون حجت باقي نمي گذارد و ائمه عليهم السلام هستند که بعد از پيامبراکرم هادي مردم مي شوند .

مسلمانان به ياد دارند آن زمان را که آيه " انما انت منذرٌ لکل قوم هاد. " ( رعد/7) نازل شد و خداوند به رسول گرامي فرمود : فقط تو بيم دهنده و براي هر گروه هدايتگر هستي .

پس حضرت محمد صلي الله عليه و آله دست مبارک را بر سينه خود نهاد و فرمود:" انا المنذر" و آنگاه دست بر سينه علي عليه السلام گذارد و فرمود:" انت الهادي و بک يهتدي المهتدون."
"من بيم دهنده هستم، و تو هدايت کننده هستي که به وسيله تو انسان ها هدايت مي شوند." ( ينابيع المودة، آخر باب 26)
  
هفدهم ذي الحجه سال دهم هجري قمري
۱ روز تا عيد غدير خم
کاروان بزرگ غدير به همراهي وجود مقدس پنج نور پاک، پيامبراکرم، اميرالمومنين، حضرت زهرا، امام حسن و امام حسين عليهم السلام که اين کاروان را برافلاکيان شرف بخشيده اند، پس از گذشتن از"عسفان" به منطقه " قديد " رسيده و اينک تا "حجفه" که " غدير خم" کنار آن واقع است، راهي نمانده است.

آنچه در غدير براي مردم بيان شد، بزرگترين پيام اسلام، يعني ولايت اهل بيت عليهم السلام بود. همانند بسياري از موارد که براي اتمام حجت معجزه اي از سوي پيامبر صورت مي گرفت تا موجب اطمينان قلوب آن مردم و نسل هاي آينده تاريخ باشد، درغدير، خداوند در حضور پيامبر خود مستقيماً معجزه نشان داد و امضاي الهي را بر خط پايان غدير ثبت کرد.

هجدهم ذي الحجه سال دهم هجري قمري
روز عيد غدير خم
نزديک ظهر روز دوشنبه، کاروان بزرگ پيامبر همين که به منطقه " غدير خم " رسيدند حضرت، مسير حرکت خود را به طرف راست جاده و به سمت غدير تغيير داده، فرمودند :

" ايها الناس، اجيبوا داعي الله، و انا رسول الله ."
اي مردم، دعوت کننده خدا را اجابت کنيد که من پيام آور خدايم .

اين کنايه از آن بود که هنگام ابلاغ پيام مهمي فرا رسيده است. لذا فرمان دادند تا منادي ندا کند:

" همه مردم متوقف شوند، آنان که پيش رفته اند برگردند، و آنان که پشت سر هستند، خود را سريع تر برسانند. " همچنين دستور دادند، کسي زير درختان کهنسالي که در آنجا بود نرود و آن مکان براي برپايي جايگاه سخنراني خالي بماند.

پس از اين دستور، همه مرکب ها متوقف شد، همه مردم پياده شدند و براي توقف سه روزه خيمه زدند .
از طرف ديگر پيامبر چهار نفر از اصحاب خاص خود يعني مقداد، سلمان، ابوذر و عمار را فرا خوانده و به آنان دستور دادند تا جايگاه سخنراني را در کنار درختان کهنسال آماده سازند . آنان از روانداز شتران و ساير مرکب ها کمک گرفته، منبري بلند ساختند و روي آن را با پارچه اي پوشانند( منبر در ميان جمعيت قرار داشت.)

با توجه به کثرت جمعيت،" ربيعه" را که صداي رسايي داشت، انتخاب کردند تا کلام حضرت را براي افرادي که دورتر قرار داشتند، تکرار کند.
مقارن ظهر، منادي حضرت رسول اکرم (ص)، نداي نماز جماعت داد، مردم مقابل منبر جمع شدند و با پيامبر نماز جماعت را اقامه نمودند. پس از نماز، پيامبراکرم از منبر غدير بالا رفتند و سپس علي عليه السلام را فرا خواندند تا در سمت راست ايشان بر فراز منبر بايستد و پيامبر نيز در حالي که دست راستش بر شانه اميرالمومنين قرار داشت، سخنراني تاريخي خود را شروع کردند که بيش از يک ساعت به طول انجاميد.

حضرت در ابتدا به حمد و ثناي الهي پرداختند و سپس تصريح کردند که: بايد فرمان مهمي درباره علي بن ابيطالب ابلاغ کنم که اگر اين پيام را نرسانم رسالت الهي را انجام نداده ام :
" يا ايها الرَسول، بَلـِّغ ما اُنزل اليکَ مِن رَبـِّک وَ ان لَم تـَفعَل، فَما بَلغتَ رسالته."( مائده/67)
پس از بيان جملاتي، پيامبر دست علي عليه السلام را بلند نمود و فرمودند:
" من کنت مولاه فهذا علي مولاه "
و چنين بود که " غدير"، عيد ولايت نام گرفت .

 
منبع: سايت تبيان


+ نوشته شده درسه شنبه پنجم آذر 1392ساعت 13:37توسط مریم کیانی بیدگلی |

                                  خطبه غدیر در 25 نکته>

قسمتهای مختلف برنامه غدیر

سخنرانی تاریخی پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در غدیر که حدود یک ساعت طول کشید در یازده بخش ترسیم شدنی است:

1. حمد وثنای الهی؛
2. فرمان الهی برای اعلام ولایت؛
3. اعلام رسمی ولایت و امامت دوازده امام علیهم السلام؛
4. معرفی و بلند کردن دست امیرالمؤمنین علیه السلام توسط پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم؛
5. تأکید بر توجه امت به مسئله امامت؛
6. اشاره به کارشکنی های منافقان؛
7. پیروان اهل بیت علیهم السلام و دشمنان ایشان؛
8. حضرت مهدیعجل اللّه فرجه؛
9. مطرح کردن بیعت؛
10. حلال و حرام، واجبات و محرمات؛
11. بیعت گرفتن رسمی.

تعیین موضوع خطابه غدیر از آغاز

12- پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در همان آغاز خطبه فرمودند: فرمان قاطعی از طرف خداوند آمده که مطلب مهمی درباره علی بن ابی طالب علیه السلام بیان کنم، که اگر نگویم رسالت الهی را نرسانده ام و از عقاب خداوند ترسانم.
هم چنین تصریح کردند که هر چه از خداوند خواستم به علت فتنه منافقان و دشمنان مرا از ابلاغ این مهم معذور بدارد، پذیرفته نشد. سپس اشاره کردند که این دستور خاص الهی درباره امامت و ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام است.

یادآوری دو نکته پس از اعلام ولایت 
13- پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم پس از اعلام ولایت فرمودند: اَللّهُمَ والِ مَنْ والاهْ وَ عادِ مَنْ عاداهُ...؛ خدایا دوست بدار هرکس او را دوست بدارد و دشمن بدار هرکس او را دشمن بدارد و یاری کن هرکس او را یاری کند و خوار کن هرکس او را خوار کند».

14- سپس نزول آیه اکمال را درباره روز غدیر اعلام کردند: «اَلْیَومُ اَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ اَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الاِسْلامَ دینا»؛ امروز دین شما را کامل کردم و نعمت را برای شما به حد کمال رساندم و اسلام را دین شما پذیرفتم. و خداوند را بر ابلاغ این رسالت شاهد گرفتند.

سه نکته مهم درباره آینده مسلمانان
در خطبه غدیر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نگرانی خود را از آینده مسلمانان در سه جمله ابراز کردند:
15. مبادا بعد از من به عقب برگردید؛
16. مبادا در مسلمان بودن خود، بر خدا منت بگذارید که خدا مواظب شماست؛
17. بدانید که بعد از من رهبران گمراهی، پدیدار می‌شوند که مردم را به سوی جهنم می‌کشانند. من از آنان بیزارم و همه آنان در جهنم خواهند بود.

غدیر و حضرت مهدی علیه السلام

در اواسط خطبه حضرت مطالبی درباره حضرت بقیة اللّه الاعظم حجة بن الحسن المهدی ارواحنا فداه بیان فرمودند، و به اوصاف و جنبه های مخصوص حضرت اشاره کردند که خلاصه آن چنین است:

18ـ او آخرین امامان است که حجتی بعد از او نیست؛
19ـ او بر همه قبایل شرک و کفر چیره خواهد شد، و هدایت کننده آنان است؛
20ـ او انتقام گیرنده همه خون های به ناحق ریخته اولیای خدا و منتقم از ظالمان است؛
21ـ او تعیین کننده دقیق درجاتِ افراد در فضیلت و در جهل و جهالت است؛
22ـ او وارث جمیع علوم است؛
23ـ همه پیشینیان درباره او بشارت داده اند؛
24ـ هیچ کس بر او غالب نمی‌شود و هیچ کس علیه او یاری نمی‌شود.

دعوت به بیعت

25- پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم اشاره فرمودند که من، بعد از اتمام خطبه شما را به بیعت با خود و سپس بیعت با علی بن ابی طالب دعوت می‌کنم.
ضمانت این بیعت آن است که من با خداوند بیعت کرده ام و علی هم با من بیعت کرده است. پس بیعتی که از شما می‌گیرم از طرف خداوند و بیعت با حق تعالی است.


+ نوشته شده درجمعه یکم آذر 1392ساعت 23:37توسط مریم کیانی بیدگلی |

                                  مشروعیت شیعه از خطبه ی غدیر >

بررسی دلایل خود پیامبر (ص) در ابلاغ امامت علی بن ابیطالب (ع) به عنوان امیرالمؤمنین، دلایلی که همواره روشنگر راه مسلمانان و شیعیان خواهد بود.

خود پیامبر (ص) دلیل می آورند!
پس از آنکه پیامبر (ص) در غدیر همگان را فراخواندند و غرض خویش را از این اجتماع آمدن جبرئیل آن هم برای سه مرتبه و دستور الهی مبنی بر ابلاغ وحی بیان نمودند فرمودند: 

فاعلم کلّ ابیض و اسود أنّ علیّ بن ابیطالب أخی و وصیّی و خلیفتی و الامام من بعدی الذّی محلّه منّی محلّ هارون من موسی إلا انّه لابنی بعدی و هو ولیّکم بعدالله و رسوله و قد انزل الله تبارک و تعالی علّی بذلک آیه من کتابه: أنّما ولیّکم الله و رسوله و الذّین امنوا الذین یقیمون الصلوه و یؤتون الزّکوه و هم راکعون.

اعلام می کنم که همه بدانند و سفید و سیاه آگاه شوند که علی بن ابیطالب برادر من و وصی من و جانشین من و امام بعد از من است و مقام او نسبت به من مانند مقام هارون نسبت به موسی است جز آن که پیامبری بعد از من نخواهد آمد و او بعد از خدا و رسول ولی و پیشوای شماست و فرمان را خداوند و تعالی صادر فرموده است. این آیه از کتاب خداست: "این است و جز این نیست، ولی شما خدا و رسول او هستند و آنان که ایمان آورده اند و اقامه ی نماز می نمایند و در حال رکوع زکات می دهند."(مانده/55)

حدیث منزلت 
بر اساس فرمایشات نبی اکرم (ص) نخستین دلیل بر امامت حضرت علی (ع) آن است که مقام و منزلت ایشان نسبت به پیامبر (ص) همانند هارون به موسی (ع) است و چه کسی است که نداند هارون نسبت به موسی چگونه بود! او برادر و وصی و جانشین و امام پس از موسی بود که هدایت امّت را پس از او و در غیاب او بدست داشت. چگونه است که مردم جایگاه علی (ع) را پس از پیامبر (ص) به درستی فهم نمی کنند؟! ...

آیه ی ولایت!
دومین دلیل پیامبر (ص) آیه ی ولایت از قرآن کریم است که ولی شما خدا و سپس رسول و سپس مؤمنانی است که اقامه ی نماز می کنند و در حال رکوع زکات می دهند. گرچه همگان می دانستند که مصداق این آیه علی بن ابیطالب (ع) است اما پیامبر (ص) باز هم در خطبه ی غدیر حجّت را تمام فرمودند: و علی بن ابیطالب أقام الصلوه و اتی الزّکاه و هو راکع یرید الله عزّ و جلّ فی کل حال؛و علی بن ابیطالب (ع) اقامه ی نماز نمود و در حال رکوع زکات داد و او در هر حال رضای پروردگار را می جوید.

افاضه ی حلال و حرام الهی به علی (ع)!

پیامبر (ص) در این خطبه پس از ابلاغ وحی الهی مبنی بر امامت علی (ع) توضیح می فرمایند که حلال و حرام الهی را به علم افاضی به علی (ع) داده اند! پس جز او پس از پیامبر (ص) از حلال و حرام الهی آگاهی ندارد.

لاحلال إلا ما احلّه الله و لاحرام الا ما حرّمه الله، عرّفنی الحلال و الحرام و أنا أفضت بما علّمنی ربّی من کتابه و حلاله و حرامه إلیه؛ حلالی نیست مگر آنچه را که خداوند حلال فرموده و حرامی نیست مگر آنچه را که خداوند حرام فرموده و آنچه را که خداوند از حلال و حرام به من تعلیم فرموده من نیز تمام آنچه خداوند از کتاب خود و حلال و حرامش تعلیم نموده است، من همه را به علی آموخته ام! پیامبر (ص) ما در اینجا تصریح فرموده اند که حلال و حرام تنها توسط شارع مقدس و خود خداوند متعال وضع می شود و حتی به دست خود پیامبر (ص) نیز نمی باشد چه رسد به دست سایر مردم! البته تاریخ پاسخی ندارد که چرا پس از پیامبر (ص) برخی از مردم حلال و حرامهایی را وضع نمودند؟! آیا آنها حتی از پیامبر (ص) نیز بالاتر بودند؟! ...

سپس همه ی حلال و حرام الهی و در یک کلام دین اسلام و احکام الهی را که پیامبر (ص) از خدا آموخته بود به علی (ع) یاد داد و به روح و قلب او افاضه نمود. تعبیر پیامبر (ص) در اینجا تعلیم نیست بلکه همه ی حلال و حرام الهی به علی (ع) افاضه شد و قلب او منوّر به نور اسلام گردید. چه کسی چه او شایسته است که کشتی هدایت را پس از پیامبر (ص) به دست گیرد؟! ...

علم علی (ع) ضامن پیشوایی مردم! 
پیامبر (ص) تأکید ویژه ای بر روی علم علی بن ابیطالب (ع) دارند: معاشر الناس، ما من علم إلا و قد أحصاه الله فی و کلّ علم علّمت فقد احصیته فی علی امام المتّقین و ما من علم إلا و قد علّمته علیاً و هوالامام المبین؛ ای مردم؛ هیچ علمی نیست مگر آنکه خداوند آن را به من آموخت و هر دانشی که به من آموخته شد من آن را به علی پیشوای پرهیزگاران آموختم و دیگر دانش نیست مگر آنکه به علی تعلیم کرده ام و او پیشوای بزرگ و آشکار شماست!

برای امامت و پیشوایی بر امت باید به علم الهی آگاهی داشت و به فرموده ی پیامبر صدیق و راستگو همه ی آنچه را خداوند به پیامبر تعلیم فرموده بود، پیامبر (ص) همه را در علی (ع) منحصر نمود و دیگر علمی نیست که علی (ع) از آنها غافل باشد. به راستی دیگر چه کسی بود که علوم الهی را از پیامبر (ص) آموخته بود؟! ... جز علی (ع) کس دیگری هم بود؟!...

اگر پیامبر علم خویش را تنها به علی (ع) تعلیم فرمود و در او منحصر نمود چه شد که پس از پیامبر (ص) پیشوایی و امامت میان سایرین تقسیم شد؟! ... تاریخ باید پاسخگو باشد!

سبقت در اسلام!
از دیگر دلایل امامت علی بن ابیطالب (ع) سبقت او در اسلام است که کسی به این شرافت مزیِن نیست ثمّ إنّه اوَّل من ءامن بالله و رسوله و هوالذی فدی رسول الله بنفسه و هوالذی کان مع رسول الله و لا أحد یعبد الله مع رسوله من الرّجال غیره؛ علی اول کسی است که ایمان به خدا و رسول او آورد و او برای حفظ جان رسول خدا جانبازی نمود. او اول کسی است که با رسول خدا پروردگار را عبادت می کرد هنگامی که احدی از مردان غیر از او با من خدا را عبادت نمی کرد.

سبقت علی (ع) در اسلام و عبادت در پیشگاه الهی تنها شایسته ی اوست و غیر او کسی در این مورد با او برابری نمی کند. روزگاری که دیگران مشغول پرستش بتها بودند او در پیشگاه خداوند متعال سر به سجده می نهاد و به سوی او عبادت می کرد. پس از پیامبر (ص) اما مدعیان دروغگو زیاد بودند و پیامبر (ص) البته همه را می شناخت از همان ابتدا! ...

لیله المبیت! 
در همین خرازی که از خطبه ی غدیر آمد، پیامبر (ص) از دیگر فضائل امیرالمومنین را جانبازی او برای حفظ رسول خدا می شمارند. لیله المبیت، آن شب که همه توطئه قتل رسول خدا را چیده بودند، آن شب که شیطان درس آموز کفّار بود، ... در آن شب چه کسی جز علی (ع) جانبازی نمود؟! ...
کسی که جان رسول را مقدم بر خود داشت، هیچ کس به این فضیلت او نیز دست نمی یابد! سراسر خطبه ی غدیر در بیان اوصاف و ویژگی های کسی است که جز او لیاقت و شایستگی جانشینی پیامبر را کسی ندارد و در آن اجتماع عظیم همگان شنیدند و بسیاری بر خود لرزیدند! و تاریخ پس از پیامبر (ص) همه چیز را گواهی می دهد! ...


فهرست منابع و مآخذ
1-قرآن کریم
2-تفسیر المیزان- علامه طباطبایی
3-خطبه ی غدیر، گردآورنده: رکنی، قم، 1380، انتشارات پیام مهدی (عج)
4-آیات الولایه، سید کاظم ارفع

5- شیعه در اسلام، علامه طباطبایی


منبع:تبیان


+ نوشته شده درسه شنبه بیست و هشتم آبان 1392ساعت 16:35توسط مریم کیانی بیدگلی |

                                  منابع و اسناد خطبه غدیر خم>

نوشته زير خلاصه اي است از سند حديث غدير که در کتب معتبر شيعه و سني و به اسناد مختلف نقل شده است و ما آن را از کتاب اسرار غدير نقل مي کنيم:


واقعه عظیم غدیر شامل مراحل مقدماتی قبل از خطبه و متن خطبه و وقایعی که همزمان با خطبه اتفاق افتاد و آنچه پس از خطبه بوقوع پیوست بصورت یک روایت واحد و متسلسل به دست ما نرسیده است و تنها خطبه غدیر به طور کامل در کتب حدیث حفظ شده است.
در کتاب عوالم العلوم(ج15/3 صفحات 493-508) فهرستی از راویان حدیث غدیر به ترتیب زمانی چهارده قرن را آورده و اثبات کرده چنین اتصال سند و نقل خلف از سلف دلیل بر ریشه محکم و سلسله بدون انقطاع اسناد در نقل حدیث غدیر است.
در صفحه 509-517راویان غدیر به ترتیب الفبا آورده شده است.
در صفحه 522 مولّفینی که حدیث غدیر را ثبت کرده اند ذکر کرده و در صفحات 529-534 به وثاقت صحابه و تابعین و سایر ناقلین حدیث غدیر پرداخته است. به همین جهت در بین قاطبه مسلمین هیچ حدیثی به اندازه «حدیث غدیر» روایت کننده ندارد و از لحاظ علم رجال و درایت اسناد آن در حدّ فوق العاده ای است.

در اینجا به معرفی چند کتاب درباره سند حدیث غدیر می پردازیم:
تعداد زیادی از بزرگان اهل سنت نظیر: بخاری، ثعلبی، ذهبی، ابن حجر، تفتازانی، ابن اثیر، جاحظ و... حدیث غدیر را به عنوان یکی از مسلمات روایی، روایت کرده اند و در میان بزرگان شیعه کتب زیادی در زمینه حدیث غدیر تالیف شده است که در اینجا چند کتاب به عنوان راهنمایی و برای آگاهی از مباحث مربوط به سند حدیث غدیر معرفی می شود:

        عبقات الانوار: میر حامد حسین هندی:جلد های مربوط به غدیر.

        الغدیر: علامه امینی:ج1ص12-151و294-322.


        نفحات الازهار فی خلاصة عبقات الانوار: علامه سید علی میلانی :ج6-9.

        عوالم العلوم: شیخ عبدالله بحرانی:ج15/3ص 307-327.

        بحار الانوار: علامه مجلسی:ج37ص181-182.

        اثبات الهداة: شیخ حر عاملی:ج2ص200-250.

        کشف المهم فی طریق خبر غدیرخم: سید هاشم بحرانی.

        الطرائف: سید ابن طاووس:ص33.

در تاریخچه کتابهای اسلامی اولین بار در نقل حدیث غدیر به صورت مستقل به کتابی که عالم شیعی شیخ خلیل بن احمد فراهیدی متوفای 175 هجری تالیف کرده تحت عنوان «جزء فیه خطبة النبی(ص) یوم الغدیر» معرفی شده است.

خوشبختانه متن مفصل خطبه غدیر در 9 کتاب از مدارک معتبر شیعه که هم اکنون در دست می باشد و به چاپ هم رسیده با اسناد متّصل نقل شده است.

روایات این 9 کتاب به سه طریق منتهی می شود:

  • به روایت امام باقر(علیه السلام) است که با اسناد معتبر در چهار کتاب «روضة الواعظین» تالیف شیخ فتال نیشابوری، «الاحتجاج»طبرسی، «الیقین»سید ابن طاووس، «نزهه الکرام»شیخ محمد بن حسین رازی نقل شده است.
  • به روایت حذیفة بن یمان که با اسناد متصل در کتاب «الاقبال» سید ابن طاووس به نقل از کتاب «النشر و الطی» نقل شده است.
  • به روایت زید بن ارقم است که با اسناد متصل در 4 کتاب «العددالقویة» شیخ علی بن یوسف حلی، «التحصین» سید ابن طاووس «الصراط المستقیم» شیخ علی بن یونس بیاضی و «نهج الایمان» شیخ علی بن حسین بن جبر هر دو به نقل از کتاب «الولایة» تالیف مورخ طبری نقل شده است.


شیخ حر عاملی در «اثبات الهداة» و علامه مجلسی در «بحارالانوار» و سید بحرانی در «کشف المهم» و سایر علمای متاخر خطبه مفصل غدیر را از مدارک مذکور نقل کرده اند.

روایت های اسناد رجالی بیان شده در بالا را می توانید در کتاب «اسرار غدیر» تالیف محمد باقر انصاری که توسط «نشر مولود کعبه »پخش می گردد، مشاهده فرمایید.

برگرفته از کتاب: «اسرار غدیر»


+ نوشته شده درشنبه بیست و پنجم آبان 1392ساعت 21:34توسط مریم کیانی بیدگلی |

                                  تفسیر خطبه غدیر>

حمد و ثناي اللهي


حمد و سپاس خدايی را كه در يگانگي خود بلند مرتبه، و در تنهايي و فرد بودنش نزديك است. در قدرت و سلطه خود با جلالت و در اركان خود عظيم است.

علم او به همه چيز احاطه دارد در حالي كه در جاي خود است، و همه مخلوقات با قدرت و برهان خود تحت سيطره دارد. هميشه مورد سپاس بوده و همچنان مورد ستايش خواهد بود. صاحب عظمتي كه از بين رفتني نيست. ابتدا كننده و بازگرداننده اوست و هر كاري به سوي او باز مي گردد.
به وجود آورنده بالا برده شده ها (آسمان ها و افلاك) و پهن كننده گسترده ها (زمين)، يگانه حكمران زمين ها و آسمان ها، پاك و منزّه و تسبيح شده، پروردگار ملائكه و روح، تفضّل كننده بر همه آنچه خلق كرده، و لطف كننده بر هر آنچه به وجود آورده است. هر چشمي زير نظر اوست ولي چشم ها او را نمي بينند. كَرم كننده و بردبار و تحمّل كننده است. رحمت او همه چيز را فرا گرفته و با نعمت خود بر همه آنها منت گذارده است.

در انتقام گرفتن خود عجله نمي كند و به آنچه از عذابش كه مستحقّ آنند مبادرت نمي ورزد. باطن ها و سريره ها را مي فهمد و ضماير را مي داند، و پنهان ها بر او مخفي نمي ماند و مخفي ها بر او مشتبه نمي شود. او راست احاطه بر هر چيزي و غلبه بر همه چيز و قوّت در هر چيزي و قدرت بر هر چيزي، و مانند او شيئي نيست. اوست به وجود آورنده شي (چيز) هنگامي كه چيزي نبود. دائم و زنده است، و به قسط و عدل قائم است.

خداوندي جز او كه با عزت و حكيم است نیست. بالاتر از آن است كه چشمها او را درك كنند ولي او چشمها را درك مي كند و او لطف كننده و آگاه است. هيچكس نمي تواند با ديدن به صفت او راه يابد، و كسي به چگونگي او از سر و آشكار دست نمي يابد، مگر به آنچه خود خداوند عزوجل راهنمايي كرده است. گواهي مي دهم به او كه اوست خدا، خدايي كه قُدس و پاكي و منزّه بودن او روزگار را پر كرده است.
او كه نورش ابديّت را فرا گرفته است. او كه دستورش را بدون مشورتِ مشورت كننده اي اجرا مي كند و در تقديرش شريك ندارد و در تدبيرش كمك نميشود. آنچه ايجاد كرده بدون نمونه و مثالي تصوير نموده و آنچه خلق كرده بدون كمك از كسي و بدون زحمت و بدون احتياج به فكر و حيله خلق كرده است. آنها را ايجاد كرد پس به وجود آمدند و خلق كرد پس ظاهر شدند. پس اوست خدايي كه جز او خدايي نيست. صنعت او محكم و كار او زيباست.

عادلي كه ظلم نمي كند و كرم كننده اي كه كارها به سوي او باز مي گردد. شهادت مي دهم اوست خدايي كه همه چيز در مقابل عظمت او تواضع كرده و همه چيز در مقابل عزّت او ذليل شده و همه چيز در برابر قدرت او سر تسليم فرود آورده و همه چيز در برابر هيبت او خاضع شده اند.
پادشاه پادشاهان و گرداننده افلاك و مسخّر كننده آفتاب و ماه، كه همه با زمان ِتعيين شده در حركت هستند. شب را بر روي روز و روز را بر روي شب مي گرداند، كه به سرعت در پي آن مي رود. در هم شكننده هر زور گوي با عناد، و هلاك كننده هر شيطان سر پيچ و متمرّد. براي او ضدّي و همراه او معارضي نبوده است. يكتا و بي نياز است. زاييده نشده و نمي زايد، و براي او هيچ همتايي نيست. خداي يگانه و پرودگار با عظمت. مي خواهد پس به انجام مي رساند، و اراده مي كند پس مقدّر مي نمايد، و مي داند پس به شماره مي آورد.

مي ميراند و زنده مي كند، فقير مي كند و غني مي نمايد، مي خنداند و مي گرياند، نزديك مي كند و دور مي نمايد، منع مي كند و عطا مي نمايد. پادشاهي از آن ِاو و حمد و سپاس براي اوست. خير به دست اوست و او بر هر چيزي قادر است. شب را در روز و روز را در شب فرو مي برد.
نيست خدايي جز او كه با عزّت و آمرزنده است. اجابت كننده دعا، بسيار عطا كننده دعا، بسيار عطا كننده، شمارنده نَفَس ها و پرودگار جن ّو بشر، كه هيچ امري بر او مشكل نمي شود، و فرياد دادخواهان او را منضجر نمي كند، و اصرارِ اصرار كنندگانش او را خسته نمي نمايد.
نگهدارنده صالحين و موفّق كننده رستگاران و صاحب اختيار مومنان و پروردگار عالميان. خدايي كه از آنچه خلق كرده مستحق است كه او را در هر حالي شكر و سپاس گويند. او را سپاس بسيار مي گويم و دائماً شكر مي نمايم، چه در آسايش و چه در گرفتاري، چه در حال شدت و چه در حال آرامش.

و به او و ملائكه اش و كتاب ها و پيامبرانش ايمان مي آورم. دستور او را گوش مي دهم و اطاعت مي نمايم و به آنچه او را راضي مي كند مبادرت مي ورزم و در مقابل مقدرات او تسليم مي شوم به عنوان رغبت در اطاعت او و ترس از عقوبت او، چرا كه اوست خدايي كه نمي تواند از مكر او در امان بود و از ظلم او هم ترس نداريم (يعني ظلم نمي كند).

فرمان الهي براي مطلبي مهم
براي خداوند بر نفس خود به عنوان بندگي او اقرار مي كنم، و شهادت مي دهم براي او به پروردگاري، و آنچه به من وحي نموده ادعا مي نمايم از ترس آنكه مبادا اگر آنجام ندهم عذابي از او بر من فرود آيد كه هيچكس نتواند آن را دفع كند، هر چند كه حيله عظيمي بكار بندد و دوستي او خالص باشد. نيست خدايي جز او.

زيرا خداوند به من اعلام فرموده كه اگر آنچه در حق علي بر من نازل نموده ابلاغ نكنم رسالت او را نرسانده ام، و براي من حفظ از شر مردم را ضمانت نموده و خدا كفايت كننده و كريم است. خداوند به من چنين وحي كرده است: اي پيامبر ابلاغ كن آنچه از طرف پرودگارت بر تو نازل شده – درباره علي، يعني خلافت علي بن ابي طالب – و اگر انجام ندهي رسالت او را نرسانده اي، و خداوند تو را از مردم حفظ مي كند.

اي مردم!من در رساندن آنچه خداوند بر من نازل كرده كوتاهي نكردم، و من سبب نزول اين آيه را براي شما بيان مي كنم: جبرئیل سه مرتبه بر من نازل شد و از طرف خداوندِ سلام - كه او سلام است - مرا مامور كرد كه در اين اجتماع بپا خيزم و بر هر سفيد و سياهي اعلام كنم علي بن ابي طالب برادر من و وصي من و جانشين من بر امتم و امام بعد از من است. نسبت او به من همانند هارون به موسي است جز اينكه پيامبري بعد از من نيست.

و او صاحب اختيار شما بعد از خدا و رسولش است.و خداوند اين آيه از كتابش را بر من نازل كرده است: صاحب اختيار شما خدا و رسولش هستند و كساني كه ايمان آورده و نماز را بپا مي دارند و در حال ركوع زكات مي دهند. و علي بن ابي طالب است كه نماز را بپا داشته و در حال ركوع زكات داده و در حال خداوند عزوجل را قصد مي كند. من از جبرئيل در خواست كردم از خدا بخواهد تا مرا ابلاغ اين مهم معاف بدارد، زيرا از كمي متقين و زيادي منافقين و فساد ملامت كنندگان و حيله هاي مسخره كنندگان ِاسلام اطلاع دارم، كساني كه خداوند در كتابش آنان را چنين توصيف كرده است كه با زبانشان مي گويند آنچه در قلبهايشان نيست، و اين كار را سهل مي شمارند در حالي كه نزد خداوند عظيم است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده درجمعه هفدهم آبان 1392ساعت 9:32توسط مریم کیانی بیدگلی |

                                  آیات قرآن در نهج البلاغه>


نهج البلاغه در 121 مورد به طور صريح به آيات قرآن كريم استشهاد نموده و يا اقتباس كرده است: 

1ـ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلِيسَ. (خطبة 1) 

2ـ اِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ اِلي يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ. (خطبة 1) 

3ـ وَ لِلَّهِ عَلَي النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً، وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ.(خطبة 1) 

4ـ تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ.(خطبة 3) 

5ـ اِحْدَي الْحسْنَيَيْنِ. (خطبة 23) 

6ـ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍِ. (خطبة 85) 

7ـ ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْ‏ءٍ. (خطبه 18) 

8ـ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدَ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً. (خطبه 18) 

9ـ قُلْ تَمَتَّعُوا فَإِنَّ مَصِيرَكُمْ إِلَي النَّارِ. (خطبه 28) 

10ـ كَاَنَّما يُساقُونَ إِلَي الْمَوْتِ وَ هُمْ يَنْظُرُونَ. (خطبه 39) 

11ـ وَ يَنْجُو الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَ اللهِ الْحُسْني. (خطبه 50) 

12ـ لَقَدْ ضَلَلْتُ إِذاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُهْتَدِينَ. (خطبه 57) 

13ـ وَ أَنْتُمُ الْاَعْلَوْنَ وَ اللَّهُ مَعَكُمْ، وَ لَنْ يَتِرَكُمْ أَعْمالَكُمْ. (خطبه 65) 

14ـ وَ لَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِينٍ. (خطبه 70) 

15ـ كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَ شَهِيدٌ. (خطبه 84) 

16ـ فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ. (خطبه 86) 

17ـ وَ أَنّي تٌؤْفَكُونَ. (خطبه 86) 

18ـ تَاللَّهِ إِنْ كُنَّا لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ، إِذْ نُسَوّيكُمْ بِرَبِّ الْعالَمِينَ. (خطبه 90) 

19ـ بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ، لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ. (خطبه 90) 

20ـ اِنَّكَ عَلي كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ. (خطبه 216) 

21ـ فَاِنَّ الْعاقِبَةَ لِلْمُتَّقينَ. (خطبه 97) 

22ـ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ وَ إِنْ كُنَّا لَمُبْتَلِينَ. (خطبه 102) 

23ـ مِنْ ماءٍ مَهينٍ. (خطبه 108) 

24ـ رَيْبُ الْمَنُونِ. (خطبه 108) 

25ـ كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِيماً تَذْرُوهُ الرِّياحُ، وَ كانَ اللَّهُ عَلي كُلِّ شَيْ‏ءٍ مُقْتَدِراً.(خطبه110) 

26ـ كَما بَدَأْنا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُ وَعْداً عَلَيْنا، اِنَّا كُنَّا فاعِلِينَ. (خطبه 110) 

27ـ فَاتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ اِلاَّ وَ اَنْتُمْ مُسْلِمُونَ. (خطبه 113) 

28ـ تُنْزِلُ الْغَيْثَ مِنْ بَعْدِ ما قَنَطُوا وَ تَنْشُرُ رَحْمَتَكَ وَ اَنْتَ الْوَلِيُّ الْحَميدُ. (خطبه 114) 

29ـ وَ تُبْلي فيهِ السَّرائِرُ. (خطبه 119) 

30ـ فَاِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَي اللَّهِ وَ الرَّسُولِ. (خطبه 125) 

31ـ اِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَ يُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَ يَعْلَمُ ما فِي الْأَرْحامِ وَ ما تَدْرِي نَفْسٌ ما ذا تَكْسِبُ غَداً وَ ما تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ. (خطبه 128) 

32ـ فإِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ. (خطبه 129) 

33ـ ظَهَرَ الْفَسادُ. (خطبه 129) 

34ـ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كانَ غَفَّاراً، يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً وَ يُمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ. (خطبه 143) 

35ـ وَ لا تٌؤاخِذْنا بِما فَعَلَ السُّفَهاءُ مِنَّا. (خطبه 143) 

36ـ لِيَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً. (خطبه 144) 

37ـ هُدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ. (خطبه 147) 

38ـ وَ لا يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِيرٍ. (خطبه 152) 

39ـ وَ تُبْرَزُ الْجَحِيمُ لِلْغاوينَ. (خطبه 155) 

40ـ الم اََحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ. (خطبه 155) 

41ـ اَنَّكَ حَيُّ قَيُّومٌ لا تَأْخُذُكَ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ. (خطبه 159) 

42ـ وَ اَخَذْتَ بِالنَّواصِي وَ الْاَقْدامِ. (خطبه 159) 

43ـ رَبِّ اِنِّي لِما اَنْزَلْتَ اِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ. (خطبه 159) 

44ـ فَلا تَذْهَبْ نَفْسُكَ عَلَيْهِمْ حَسَراتٍ اِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِما يَصْنَعُونَ. (خطبه 161) 

45ـ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ، وُضِعْتَ فِي قَرارٍ مَكِينٍ، اِلي قَدَرٍ مَعْلُومٍ. (خطبه 162) 

46ـ اِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ اَنْ لا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ. (خطبة 175) 

47ـ اِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ اَنْ يُشْرَكَ بِهِ. (خطبه 175) 

48ـ لِاَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلاَّمٍ لِلْعَبِيدِ. (خطبه 177) 

49ـ بُعْداً لَهُمْ كَما بَعِدَتْ ثَمُودُ. (خطبه 180) 

50ـ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً. (خطبه 182) 

51ـ اِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ. (خطبه 182) 

52ـ مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ، وَ لَهُ أَجْرٌ كَرِيمٌ. (خطبه 182) 

53ـ وَ لَهُ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ. (خطبه 182) 

54ـ وَ لَهُ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْاَرْضِ وَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ. (خطبه 182) 

55ـ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ، وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ. (خطبه 182) 

56ـ فَتَبارَكَ الَّذِي يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْاَرْضِ طَوْعاً و كَرْهاً. (خطبه 227) 

57ـ وَ اَنْشَأَ السَّحابَ الثِّقالَ. (خطبه 227) 

58ـ يَقُولُ لَئِنْ اَرادَ كَوْنَهُ كُنْ فَيَكُونَ. (خطبه 228) 

59ـ اِلي أَجَلٍ مَعْلُومٍ. (خطبه 231) 

60ـ وَ سِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ اِلَي الْجَنَّةِ زُمَراً. (خطبه 232) 

61ـ وَ كانُوا أَحَقَّ بِها وَ أَهْلَها. (خطبه 232) 

62ـ وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ. (خطبه 233) 

63ـ وَ لاتَ حِينَ مَناصٍ. (خطبه 233) 

64ـ فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ وَ ما كانُوا مُنْظَرِينَ. (خطبة 233) 

65ـ إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ طِينٍ، فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ، فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ إِلاَّ إِبْلِيسَ.(خطبه 234) 

66ـ قالَ رَبِّ بِما أَغْوَيْتَنِي لَاُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْاَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ. (خطبه 234) 

67ـ أَيَحْسَبُونَ أَنَّما نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مالٍ وَ بَنينَ. نُسارِعُ لَهُمْ فِي الْخَيْراتِ؟ بَلْ لا يَشْعُرُونَ. (خطبه 234) 

68ـ فَجَعَلَها بَيْتَهُ الْحَرامَ الَّذي جَعَلَهُ اللهُ للِنّاسِ قِياماً. (خطبه 234) 

69ـ فَقالُوا نَحْنُ أَكْثَرُ اَمْوالاً وَ أَوْلاداً وَ ما نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ. (خطبه 234) 

70ـ فَاِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ الَّذِينَ هُمْ مُحْسِنُونَ. (خطبه 184) 

71ـ اُولئِكَ حِزْبُ الشَّيْطانِ أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ. (خطبة 185) 

72ـ في يَوْمٍ تَشْخَصُ فِيهِ الْأَبْصارُ. (خطبة 186) 

73ـ فَاِنَّها كانَتْ عَلَي الْمُؤْمِنينَ كِتاباً مَوْقُوتاً. (خطبة 190) 

74ـ ما سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ؟ قالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ. (خطبة 190) 

75ـ رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ اِيتاءِ الزَّكاةِ. (خطبة 190) 

76ـ وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَ أصْطَبِرْ عَلَيْها. (خطبة 190) 

77ـ وَ هُوَ الْاِنْسانُ، إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولاً. (خطبة 190) 

78ـ فَعَقَرُوها فَأَصْبَحُوا نادِمِينَ. (خطبة 192) 

79ـ اِنَّا لِلَّهِ وَ اِنَّا اِلَيْهِ راجِعُونَ. (خطبة 193) 

80ـ إِنَّ فِي ذلِكَ لَعِبْرَةَ لِمَنْ يَخْشي. (خطبة 202) 

81ـ أَلْهيكُمُ التَّكاثُرُ حَتَّي زُرْتُمُ الْمَقابِرَ. (خطبة 212) 

82ـ رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ.(خطبة 213) 

83ـ يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ. (خطبة 214) 

84ـ هُنالِكَ تَبْلُوا كُلُّ نَفْسٍ ما أَسْلَفَتْ وَ رُدُّوا إِلَي اللَّهِ مَوْلاهُمُ الْحَقِّ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ.(خطبة 217) 

85ـ وَ خَسِرَ هُنالِكَ الْمُبْطِلُونَ. (نامة 3) 

86ـ رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ قَوْمِنا بِالْحَقِّ، وَ أَنْتَ خَيْرُ الْفاتِحِينَ. (نامة 15) 

87ـ أَلا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ. (نامة 23) 

88ـ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لِلْاَبْرارِ. (نامة 23) 

89ـ وَ اُولُوا الْاَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلي بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللَّهِ. (نامة 28) 

90ـ اِنَّ أَوْلَي النَّاسِ بِاِبْراهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَ هذَا النَّبِيُّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا، وَ اللَّهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ.(نامة 28) 

91ـ لَقَدْ عَلِمَ اللَّهُ الْمُعَوِّقِينَ مِنْكُمْ وَ الْقائِلِينَ لِاِخْوانِهِمْ هَلُمَّ إِلَيْنا وَ لا يَأْتُونَ الْبَأْسَ إِلاَّ قَلِيلاً. (نامة 28) 

92ـ وَ ما اَرَدْتُ اِلاَّ الْاِصْلاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَ ما تَوْفِيقي اِلاَّ بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ اِلَيْهِ أُنيبُ.(نامة 28)

93ـ وَ ما هِيَ مِنَ الظَّالِمينَ بِبَعِيدٍ. (نامة 28) 

94ـ وَ لاتَ حِينَ مَناصٍ. (نامة 41) 

95ـ أُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ، أَلا اِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ. (نامة 45) 

96ـ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْاَمْرِ مِنْكُمْ، فَاِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ اِلَي اللَّهِ وَ الرَّسُولِ. (نامة53) 

97ـ كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ.(نامة 53) 

98ـ حَتَّي يَحْكُمَ اللَّهُ بَيْنَنا وَ هُوَ خَيْرُ الْحاكِمِينَ. (نامة 55) 

99ـ سَواءً الْعاكِفُ فِيهِ وَ الْبادِ. (نامة 67) 

100ـ اِنَّ عَهْدَ اللَّهِ كانَ مَسْؤُولاً. (نامة74) 

101ـ ذلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا، فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنَ النَّارِ. (حكمت 75) 

102ـ وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ وَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ. (حكمت 85) 

103ـ وَ اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ. (حكمت 90) 

104ـ اِنَّ أَوْلَي النَّاسِ بِاِبْراهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَ هذَا النَّبِيُّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا. (حكمت 92) 

105ـ اِنَّا لِلَّهِ وَ اِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ. (حكمت 95) 

106ـ اَنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوي. (حكمت 125) 

107ـ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ، وَ مَنْ يَعْمَلْ سُوءً أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللَّهَ يَجِدِ اللَّهَ غَفُوراً رَحِيماً، لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَاَزِيدَنَّكُمْ.(حكمت 130) 

108ـ اِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَي اللَّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَرِيبٍ فَأُولئِكَ يَتُوبُ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ كانَ اللَّهُ عَلِيماً حَكِيماً.(حكمت 130) 

109ـ وَ اللَّهُ يُحِبُّ الُْمحْسِنِينَ. (حكمت 195) 

110ـ وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَي الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةَ وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ. (حكمت 200) 

111ـ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً. (حكمت 221) 

112ـ اِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْاِحْسانِ. (حكمت 223) 

113ـ أجْعَلْ لَنا إِلهاً كَما لَهُمْ آلِهَةٌ فَقالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ. (حكمت 309) 

114ـ كُلِّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهينَةٌ. (حكمت 335) 

115ـ خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ، ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ. (حكمت 336) 

116ـ فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ اِلاَّ الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ. (حكمت 469) 

117ـ اِنَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ اِلاَّ الْقَوْمُ الْكافِرُونَ. (حكمت 369) 

118ـ لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلي ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ. (حكمت 431) 

119ـ وَ لا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ. (حكمت 460) 

120ـ عَفَا اللَّهُ عَمَّا سَلَفَ. (خطبة 177) 

121ـ فَهَلّا اُلْقِيَ عَلَيْهِما اَساوِرَ مِنْ ذَهَبٍ. (خطبة 234) 

 


+ نوشته شده درشنبه یازدهم آبان 1392ساعت 16:11توسط مریم کیانی بیدگلی |

                                  فضائل امام علی(ع)در كلام خلفا>

فضائل امام علی(ع)در كلام خلفا

از منابع مهمی كه در شناخت وجود ملكوتی حضرت علی - علیه السلام - موجود است، كلمات و مرویات خلفای سه گانه می باشد. دانستن این مطالب از چند جهت مورد توجه و اهمیت است:
اولا، مقام رفیع امیر المؤمنین علی - علیه السلام - را از زبان كسانی كه به عنوان بعضی از صحابه رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - مطرح بودند، و سخنان آن حضرت را شنیدند، می شناسیم. ثانیا: به طور قطع، میزان شناخت پیروان مذاهب مختلف عامه با مطالعه این مطالب، نسبت به آن حضرت بیشتر و كاملتر خواهد شد. و تحولی نو در آنان پدید خواهد آمد.[1] ثالثا: از این طریق، ماهیت كسانی كه بعد از پیامبر اكرم - صلی الله علیه و آله و سلم -، سفارشها و وصایای آن حضرت را در مورد خلافت و ولایت علی - علیه السلام - نادیده گرفته و با ایجاد شورای انحصاری، اقدام به تعیین خلیفه برای مسلمین كردند، كاملا روشن می شود. در ادامه همین مباحث، سخنان و روایاتی كه عایشه در زمینه عظمت علی - علیه السلام - بیان كرده است نیز مورد توجه قرار خواهد گرفت.
اكنون به ترتیب و به صورت جداگانه، سخنان و مرویات آنان را مورد دقت و توجه قرار می دهیم:
1 - سخنان و مرویات ابوبكر بن ابی قحافه
الف:. . . فقال ابو بكر: صدق الله و رسوله، قال لی رسول الله - صلی الله علیه و آله و سلم - لیله الهجره، و نحن خارجان من الغار نرید المدینه: كفی و كف علی فی العدل سواء.[2] . . . ابو بكر گفت: خدا و رسولش راست گفتند، رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - در شب هجرت در حالی كه بیرون از غار بودیم و اراده (رفتن) به مدینه را داشتیم به من فرمود: دست من و دست علی در عدل و داد برابر است.
ب: عن عائشه قالت، رأیت أبا بكر الصدیق یكثر النظر الی وجه علی بن ابی طالب، فقلت: یا أبه انك لتكثر النظر الی علی بن ابی طالب؟فقال لی: یا بنیه سمعت رسول الله - صلی الله علیه و آله و سلم - یقول: النظر الی وجه علی عباده. [3]
عایشه گوید ابو بكر را دیدم كه بسیار به چهره علی بن ابی طالب - علیه السلام - نگاه می كند پس گفتم: ای پدر، همانا تو زیاد به چهره علی نگاه می كنی. (علت چیست؟) گفت: دخترم از رسول خدا شنیدم كه می فرمود: نظر كردن بر چهره علی عبادت است.
ج: عن ابن عمر قال: قال ابو بكر الصدیق: ارقبوا محمدا - صلی الله علیه و آله و سلم - فی أهل بیته، ای احفظوه فیهم فلا تؤذوهم.[4]
از ابن عمر روایت شد كه ابو بكر گفته است: رعایت كنید محمد - صلی الله علیه و آله و سلم - را در (مورد) اهل بیت او. یعنی حفظ كنید (حرمت) او را در میان اهل بیتش، پس اهل بیت آن حضرت را اذیت نكنید.
د: از حارث ابن اعور روایت شد كه روزی پیامبر اكرم - صلی الله علیه و آله و سلم - در میان جمعی از یاران خود حاضر بود، پس فرمود: به شما نشان می دهم آدم - علیه السلام - را از جنبه علمش و نوح را از جنبه فهمش و ابراهیم را از جنبه حكمتش، پس چیزی نگذشت كه علی - علیه السلام - آمد. ابو بكر عرضه داشت:
یا رسول الله - صلی الله علیه و آله و سلم - اقتست رجلا بثلاثه من الرسل، بخ بخ لهذا الرجل، من هو یا رسول الله؟قال النبی - صلی الله علیه و آله و سلم -: أولا تعرفه یا ابا بكر؟قال: الله و رسوله اعلم. قال - صلی الله علیه و آله و سلم -: هو ابو الحسن علی بن ابی طالب - علیه السلام - فقال ابو بكر: بخ بخ لك یا ابا الحسن و این مثلك یا ابا الحسن.[5]
(ابو بكر عرضه داشت:) یا رسول الله - صلی الله علیه و آله و سلم - مردی را با سه نفر از پیامبران برابر كردی، به به به این مرد، او كیست، ای رسول خدا؟پیامبر اكرم - صلی الله علیه و آله و سلم - فرمود: آیا او را نمی شناسی ای ابا بكر؟ابو بكر عرض كرد: خدا و رسولش داناترند. حضرت فرمود: او ابو الحسن علی بن ابی طالب - علیه السلام - است. پس ابو بكر گفت: به به به تو ای ابو الحسن، مثل تو كجا خواهد بود ای ابو الحسن.
ه: قال الشعبی: بینا ابو بكر جالس اذ طلع علی بن ابی طالب من بعید فلما رآه ابو بكر قال: من سره ان ینظر الی اعظم الناس منزله و اقربهم قرابه و افضلهم داله و اعظمهم غناء عن رسول الله صلی الله علیه (و آله) و سلم، فلینظر الی هذا الطالع.[6]
شعبی گفت: وقتی ابو بكر در جایی نشسته بود، علی بن ابی طالب - علیه السلام - از دور نمایان شد، چون ابو بكر او را دید گفت: هر كس خودش دارد كه بنگرد به كسی كه بزرگترین مردم است در مقام و منزلت، و نزدیكترین مردم است به پیامبر، و برترین مردم است در نام و نشان، و بزرگترین مردم است در بی نیازی از مردم، كه از جهت رسول الله به دست آورده، بنگرد به این كسی كه از دور نمایان شد. و: عن زید بن علی بن الحسین قال: سمعت ابی علی بن الحسین یقول: سمعت أبی الحسین بن علی یقول: قلت لأبی بكر، یا ابابكر، من خیر الناس بعد رسول الله - صلی الله علیه و آله و سلم -؟فقال لی: ابوك[7]،.
از زید بن علی بن الحسین - علیه السلام - روایت شد كه گفت: از پدرم علی بن الحسین - علیه السلام -، شنیدم كه می فرمود: از پدرم حسین بن علی - علیه السلام - شنیدم كه می فرمود: به ابو بكر گفتم، ای ابو بكر، بهترین مردم بعد از رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - چه كسی است؟به من گفت: پدر تو،...
ز: عن معقل بن یسار المزنی قال: سمعت أبا بكر الصدیق یقول: علی بن ابی طالب عتره رسول الله - صلی الله علیه و آله و سلم - [8]
از معقل بن یسار مزنی روایت شد كه گفت: از ابوبكر شنیدم كه می گفت: علی بن ابی طالب از اهل بیت و خاندان رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده دریکشنبه پنجم آبان 1392ساعت 11:29توسط مریم کیانی بیدگلی |

                                  رونمایی از بزرگترین نهج البلاغه مطلا>


بزرگترین نهج البلاغه مطلا با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی رونمایی شد.رونمایی از بزرگترین نهج البلاغه مطلا

به گزارش واحد مرکزی خبر، این اثر هنری دارای570 صفحه در اندازه77در47با خط نسخ ایرانی و در مدت یک سال با هزینه110میلیون تومان کتابت شده است.

علیرضا بهدانی خالق نهج البلاغه مطلا گفت: مقدار طلای مصرفی در این اثر60 ورقه طلای 8 در 8 سانتیمتری برای هر صفحه و در مجموع34 هزار و200ورقه طلاست.

علیرضا بهدانی متولد13تیر1350بیرجند ساکن مشهد کارمند بیمارستان رضوی مشهد است که تاکنون آثار هنری دینی فراوانی را کتابت کرده است که از جمله می توان به کتابت 48جلد قرآن مجید با خطوط مختلف اسلامی و بزرگترین و کوچکترین قرآن مطلای جهان اشاره کرد.

در این مراسم همچنین این هنرمند یک تابلوی مینیاتور با مضمون غدیرخم با رنگ اکرولیک به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به مناسبت عید غدیر خم اهدا کرد.


+ نوشته شده درسه شنبه سی ام مهر 1392ساعت 23:47توسط مریم کیانی بیدگلی |

                                  مسابقات وبلاگ نويسي و كتابخواني مبشر غدير آغاز شد>


مسابقات وبلاگ نويسي و كتابخواني مبشر غدير آغاز شد
به همت سازمان فاواي شهرداري يزد و با همكاري ستاد مبشرغدير سازمان فرهنگي ورزشي شهرداري يزد مسابقات وبلاگ نويسي و كتابخواني مبشر غدير آغاز شد.اين مسابقات با موضوع غدير و ولايت اميرالمومنين عليه السلام از تاريخ 15/7/92 آغاز شده و تا روز عيد غدير ادامه مي يابد.
علاقمندان براي شركت در اين دو مسابقه مي توانند با مراجعه به پورتال ستاد مبشرغدير شهرداري يزد به آدرس mobasherghadir.ir ثبت نام به عمل آورند.
لازم به ذكر است منبع مسابقه كتابخواني با عنوان "بلندترين داستان غدير به روايت حذيفه يماني براي يك جوان ايراني در مدائن" با فرمت هاي java,apk.epub  و pdf وي‍ژه انواع تلفن هاي همراه و كامپيوتر از طريق سايت ستاد مبشر غدير قابل دانلود است.
همچنين امسال مسابقه وبلاگ نويسي با موضوعات عيد و جشن غدير،داستان غدير از مدينه تا خطابه،داستان غدير از خطابه تا مدينه ،خطابه غدير و تاريخچه تبليغي غدير برگزار مي گردد و هر فرد فقط مي تواند در يكي از بخش ها شركت نمايد.
شايان ذكر است كه مسابقه وبلاگ نويسي براي چهارمين سال پياپي و مسابقه كتابخواني براي دومين بار در حال برگزاري است.       


+ نوشته شده دردوشنبه بیست و دوم مهر 1392ساعت 0:38توسط مریم کیانی بیدگلی |

                                  جشنواره فرهنگی "روشنا"به منظور بزرگداشت عید غدیر و دهه ولایت >

به منظور بزرگداشت عید غدیر و دهه ولایت ثبت نام جشنواره فرهنگی "روشنا" با جوایزی به ارزش "یک میلیارد ریال" آغاز شد.

 

به گزارش خبرنگار فرهنگی دانشگاه فردوسی مشهد، معاونت فرهنگی نهاد رهبری در نظر دارد با توجه به ضرورت ترویج فرهنگ کتابخوانی سلسله جشنواره هایی با عنوان «‌روشنا» با محوریت مسابقه کتابخوانی برای دانشگاهیان سراسرکشور برگزار نماید.

اولین گام از جشنواره مذکور در ایام فرخنده دهه ی ولایت از عید قربان تا عیدغدیر در قالب مسابقه کتابخوانی از کتاب «خط روشن » می باشد. کتاب خط روشن برگزیده ای از کتاب شریف الغدیر علامه امینی می باشد.

 

 

شکل برگزاری مسابقه کتابخوانی 

مسابقه کتابخوانی کتاب خط روشن در ٩ روز و هر روز یک فصل از کتاب از روز عرفه٩٢/٧/٢٣ لغایت عید غدیر٩٢/٨/٢ از طریق پیامک و وب سایت اینترنتی جشنواره و با ارسال کد رمز موجود در کارت ضمیمه کتاب و پاسخ به سوالات هر فصل اجرا می شود جوایز به صورت روزانه و در مجموع ١١٠ دستگاه تبلت و گوشی تلفن همراه ،‌١١٠ بسته گنجینه محصول فرهنگی به ارزش٥٠٠/٠٠٠ ریال به قید قرعه به افرادی که پاسخ صحیح آن روز را ارسال کرده اند اهدا خواهد شد.

 

در پایان نیز به افرادی که در تمامی روزهای جشنواره شرکت داشته اند و موفق به کسب امتیاز شرکت در قرعه کشی نهایی جشنواره شوند ،‌به قید قرعه هزینه ٢٥ سفر عتبات عالیات و ١٠ دستگاه لپ تاپ در مراسم اختتامیه جشنواره اهدا خواهد شد.

 

لازم به ذکر است قیمت پشت جلد کتاب ٩/٠٠٠ تومان می باشد.

 

۵ مهر ۱۳۹۲

آغاز فرآیند توزیع کتاب های جشنواره

۲۳ مهر ۱۳۹۲

آغاز مسابقه جشنواره روشـنـا

۲ آبان ۱۳۹۲

پایان مسابقه روشنا

۲ ابان ۱۳۹۲

قرعه کشی برندگان جشنواره روشـنـا

 

شما می توانید برای شرکت در جشنواره از روش های ذیل اقدام نمایید:
۱- ثبت نام در سایت جشنواره روشنا
۲- ارسال کلمه book به سامانه پیامک ۳۰۰۰۸۵۸۵
۳- خرید حضوری بسته با مراجعه به نمایندگی های جشنواره روشنا

 

علاقمندان جهت تهیه کتاب می توانند به نمایشگاه "پاتوق کتاب" جنب درب شمالی دانشگاه کنار دستگاه خودپرداز و یا نمایندگی نشر معارف در مشهد واقع در خیابان آیت‌الله بهجت 7 نیز مراجعه نمایند و یا نسبت به خرید اینترنتی کتاب از اینجا اقدام نمایند.

 

 

تلفن های دبیرخانه جشنواره : ۸۸۹۷۹۱۷۱-۰۲۱

پیامک جشنواره : ۳۰۰۰۸۵۸۵

سایت جشنواره : www.rushana.ir

ایمیل جشنواره : info@rushana.ir

 

 

مراحل شرکت در مسابقه:

 

 

معرفی کتاب خط روشن

 

خرید اینترنتی کتاب

 

جهت ثبت نام و ورود به سایت جشنواره اینجا کلیک کنید

 


برگرفته شده از festivalnews.ir


+ نوشته شده دردوشنبه پانزدهم مهر 1392ساعت 1:21توسط مریم کیانی بیدگلی |

                                  50 نام دیگر برای عید غدیر >

نامها به سهولت در ذهنها جاى مى‏گیرند و به راحتى معانى بلند را منتقل مى‏كنند به همین دلیل و دلایل دیگر، نامگذارى روزها و یا هفته‏ها یكى از شیوه‏هاى تبلیغاتى مثبت و منفى شده است و مطرح شدن و رواج پیدا كردن ارزشها یا ضد ارزشها را در پى دارد.

اسلام علاوه بر این كه براى برخى از روزها اسمهاى خاصى مانند عید قربان، عید فطر، روز عرفه و ... برگزیده بر همه این روزها نام ایام الله نهاده است تا عظمت و قداست این روزها هر چه بیشتر در ذهن و دل مؤمنان، نقش بسته و موجب تذكر و تنبه آنان گردد.

یكى از روزهایى كه در اسلام براى تعظیم آن، از شیوه نامگذارى بهره گرفته شده "غدیر" است ویژگى غدیر این است كه نامهاى گوناگونى براى آن قرار داده شده و این خود عظمت این روز را نسبت به روزهاى دیگر نشان مى‏دهد نامهاى روز غدیر، از اسرار و ابعاد این روز پرده برمى‏دارند هر نامى از این نامها درى تازه از قلعه بلند غدیر بر ما مى‏گشاید چرا كه اسلام بر برگزیدن نامى براى زمان یا مكان و یا هر چیز دیگر، خصوصیات مسمى را در نظر داشته و به جنبه‏ ها و زوایاى آن توجه كرده است. از این روى شناختن و شناساندن نام هاى روز غدیر یك ضرورت است. با این كار تصویرى روشن از این روز در ذهن و دل نقش بسته و بیش از پیش این روز بزرگ را مى‏ شناساند.

شایسته است نامهاى غدیر را با بهترین شكل و زیباترین خط بنویسیم و محافل جشن و سرور عید غدیر را با آن، معنى و روحى تازه ببخشیم.

ویژگى غدیر این است كه نامهاى گوناگونى براى آن قرار داده شده و این خود عظمت این روز را نسبت به روزهاى دیگر نشان مى‏دهد نامهاى روز غدیر، از اسرار و ابعاد این روز پرده برمى‏دارند هر نامى از این نامها درى تازه از قلعه بلند غدیر بر ما مى‏ گشاید.

آنچه در زیر مى‏آید پنجاه نام و یا صفت براى روز غدیر است كه از روایات برگرفته‏ شده است :

1 ـ بزرگترین عید خدا؛ "عیدالله الاكبر" (1)
2 ـ روز گشایش؛ "یوم وقوع الفرج" (2)
3 ـ روز خشنودى پروردگار؛ " یوم مرضاة الرحمن" (3)
4 ـ روز زبونى شیطان؛ " یوم مرغمة الشیطان" (4)
5 ـ روز مشعل فروزان دین؛ " یوم منار الدین" (5)
6 ـ روز بپا خاستن؛ " یوم القیام" (6)
7 ـ روز شادمانى؛ " یوم السرور" (7)
8 ـ روز لبخند؛ " یوم التبسم" (8)
9 ـ روز راهنمایى؛ " یوم الارشاد" (9)
10 ـ روز بلندى گرفتن منزلت شایستگان؛ "یوم رفع الدرج" (10)
11 ـ روز روشن شدن دلایل خدا؛ " یوم وضوح الحجج" (11)
12 ـ روز آزمایش بندگان؛ " یوم محنة العباد" (12)
13 ـ روز راندن شیطان؛ " یوم دحر الشیطان" (13)
14 ـ روز آشكار كردن حقیقت؛ " یوم الایضاح" (14)
15 ـ روز بیان كردن حقایق ایمان؛ " یوم البیان عن حقایق الایمان" (15)
16 ـ روز ولایت؛ " یوم الولایة" (16)
17 ـ روز كرامت؛ " یوم الكرامة" (17)
18 ـ روز كمال دین؛ " یوم كمال الدین" (18)
19 ـ روز جداسازى حق از باطل؛ " یوم الفصل" (19)
20 ـ روز برهان؛ " یوم البرهان" (20)
21 ـ روز منصوب شدن امیرمؤمنان؛ " یوم نصب امیرالمؤمنین(ع) " (21)
22 ـ روز گواهى و گواهان؛ " یوم الشاهد و المشهود" (22)
23 ـ روز پیمان؛ " یوم العهد المعهود" (23)
24 ـ روز میثاق؛ " یوم المیثاق المأخوذ" (24)
25 ـ روز آراستن؛ " یوم الزینة" (25)
26 ـ روز قبولى اعمال شیعیان؛ " یوم قبول اعمال الشیعة" (26)
27 ـ روز رهنمونى به رهنمایان؛ " یوم الدلیل على الرواد" (27)
28 ـ روز امن و امان؛ " یوم الامن المأمون" (28)
29 ـ روز آشكار كردن امور پنهان؛ " یوم ابلاء السرائر" (29)
30 ـ عید اهل بیت(ع)؛ " عید اهل البیت(ع)" (30)
31 ـ عید شیعیان؛ " عید الشیعة" (31)
32 ـ روز عبادت؛ " یوم العبادة" (32)
33 ـ روز اتمام نعمت؛ " یوم تمام النعمة" (33)
34 ـ روز اظهار گوهر مصون؛ " یوم اظهار المصون من المكنون" (34)
35 ـ روز بر ملا كردن مقاصد پوشیده؛ " یوم ابلاء خفایا الصدور" (35)
36 ـ روز تصریح برگزیدگان؛ " یوم النصوص على اهل الخصوص" (36)
37 ـ روز محمد(ص) و آل محمد(ص)؛ " یوم محمد(ص) وآل محمد(ص)" (37)
38 ـ روز نماز؛ " یوم الصلاة" (38)
39 ـ روز شكرگزارى؛ " یوم الشكر" (39)
40 ـ روز دوح (درختان پر شاخ و برگ)؛ " یوم الدوح" (40)
41 ـ روز غدیر؛ "یوم الغدیر" (41)
42 ـ روز روزه‏ دارى؛ " یوم الصیام" (42)
43 ـ روز اطعام؛ " یوم اطعام الطعام" (43)
44 ـ روز جشن؛ " یوم العید" (44)
45 ـ روز عالم بالا؛ " یوم الملأ الاعلى" (45)
46 ـ روز كامل كردن دین؛ " یوم اكمال الدین" (46)
47 ـ روز شادابى؛ " یوم الفرح" (47)
48 ـ روز به صراحت سخن گشودن از مقام ناب؛ " یوم الافصاح عن المقام الصراح" (48)
49 ـ روز افشاى پیوند میان كفر و نفاق؛" یوم تبیان العقود عن النفاق و الجحود" (49)
50 ـ روز گردهمایى و تعهد حاضران؛ " یوم الجمع المسؤول" (50)
________________________________________
پى‌نوشت‌ها:

1ـ امام رضا(ع) مى‏فرماید: و هوعید الله الاكبر (عید غدیر، برترین عید خداوند است)، الغدیر، ج 1، ص 286.

2ـ قال على (ع): هذا یوم فیه وقع الفرج، مصباح المتهجد، ص‏ 700.

3ـ قال الصادق(ع): و فیه مرضاة الرحمن (در این روز، رضایت خداوند نهفته است)، بحارالانوار، ج 98، ص 323.

4ـ قال الرضا(ع): انه یوم مرغمة الشیطان، بحارالانوار، ج 98، ص 323.

5ـ قال الصادق(ع): یوم منارالدین أشرف منهما (روز مشعل فروزان دین، از دو عید فطر و قربان گرامى‏تر است

6ـ قال الصادق(ع): ذلك یوم القیام (روزغدیر، روز بپاخاستن است) بحارالانوار، ج 98، ص323.

7ـ قال الصادق(ع): انه یوم السرور، الغدیر، ج 1، ص 286.

8ـ قال الرضا(ع): و هو یوم التبسم ،المراقبات، ص257.

9ـ قال على(ع): هذا یوم الارشاد ، مصباح المتهجد، ص 700.

10ـ قال على(ع): هذا یوم فیه ... رفعت الدرج (این روزى است كه منزلت شایستگان در آن، بلندى گرفت) مصباح المتهجد، ص 700.

11ـ قال على(ع): هذا یوم ... فیه ... وضحت الحجج (این روزى است كه دلایل خداوند در آن، روشن گشت).

12ـ قال على(ع): هذا یوم محنة العباد، مصباح المتهجد، ص 700.

13ـ قال على(ع): و هو ... یوم دحرالشیطان، مصباح المتهجد، ص 700.

14ـ قال على(ع): و هو یوم الایضاح (روزغدیر، روزآشكار كردن حقیقت است) مصباح المتهجد، ص700.

15ـ قال على(ع): و هو ... یوم البیان عن حقایق الایمان، مصباح المتهجد، ص 700.

16ـ امام رضا(ع) در حدیثى مفصل، روزغدیر را روزعرضه ولایت به انسانها و مخلوقات معرفى مى‏كند، المراقبات، ص 257.

17 امام صادق(ع): در هنگام ملاقات با برادر ایمانى خود بگو: الحمدالله الذى اكرمنا بهذا الیوم (حمد خداوند را كه ما را در این روز كرامت داد) المرقبات، ص 257.

18ـ قال على(ع) و هو ... یوم كمال الدین، مصباح المتهجد، ص 700.

19ـ قال على(ع): هذا یوم الفصل الذى كنتم توعدون، مصباح المتهجد، ص 700.

20ـ قال على(ع): و هو ... یوم البرهان، مصباح المتهجد، ص 700.

21ـ قال الصادق(ع): الیوم الذى نصب منه رسول الله امیرالمؤمنین(ع)، الغدیر، ج 1، ص 285.

22ـ قال على(ع): وهو... یوم الشاهد و المشهود، مصباح المتهجد، ص700. امام صادق(ع): نام غدیر در زمین روز به گواهى گرفته شدگان (جمع مشهود) است. بحارالانوار، ج 98، ص 231.

23ـ قال على(ع): و هو... یوم العهد المعهود، مصباح المتهجد، ص 700 .

24ـ امام صادق(ع): نام غدیر در زمین، روز میثاق گرفته شده است، بحارالانوار، ج 98، ص 321.

25ـ امام رضا(ع): روزغدیر، روز زینت است، المراقبات، ص 257.

26ـ قال الرضا(ع): یوم تقبل اعمال الشیعة، المراقبات، ص 257.

27ـ قال على(ع): هذا ... یوم الدلیل على الرواد (این، روز رهنمونى به رهنمایان است) مصباح المتهجد، ص 700.

28ـ قال على(ع): هذا یوم الامن المأمون، مصباح‏المتهجد، ص 700.

29ـ قال على(ع): هذا یوم ابلاء السرائر، مصباح المتهجد، ص 700.

30ـ قال الصادق(ع): جعله عیدا لنا، بحارالانوار، ج 98، ص 300.

31ـ قال الصادق(ع): جعله عیدا ... لموالینا و شیعتنا، بحارالانوار، ج 98، ص 300.

32ـ امام صادق(ع): روزغدیر، روزعبادت است. الغدیر، ج 1 ، ص 285.

33ـ قال الصادق(ع): انه الیوم الذى... تمت فیه النعمة، الغدیر، ج 1، ص 285.

34ـ قال على(ع): هذا یوم اظهارالمصون من المكنون، مصباح المجتهد، ص 700.

35 قال على(ع): هذا یوم ابدى خفایا الصدور و مضمرات الامور، مصباح المتهجد، ص 367ـ قال على(ع): هذا یوم النصوص على اهل الخصوص (این، روز تصریح برگزیدگان است) همان.

37ـ قال الصادق(ع):هوالیوم الذى جعله لمحمد(ص) و آله(ع) ، المراقبات، ص 257.

38ـ امام صادق(ع): روزغدیر، روز نماز است. الغدیر، ج 1 ص 285.

39ـ امام صادق(ع): روزغدیر، روز شكرگزارى است. الغدیر، ج 1، ص 285.

40ـ قال على(ع): و انزل على نبیه فى یوم الدرج ما بین له عن ارادته فى خلصائه (و خداوند در روز دوم، اراده خویش را در حق بندگان خاص و گزیدگان خود اظهار داشت) مصباح المتهجد، ص 700. مقصود ازدرج ، درختان پر شاخ و برگى است كه در سرزمین غدیر وجود داشت و حضرت در سایه آنها قرار گرفت و ولایت امیرمؤمنان(ع) را ابلاغ فرمود.

41ـ این نام، معروفترین نام غدیر است كه از مكان واقعه گرفته شده است.

42ـ قال الصادق(ع): ذلك یوم صیام (روز غدیر، روز روزه ‏دارى است) بحارالانوار، ج 98، ص 323.

43ـ امام صادق(ع): روز غدیر، روز اطعام است. بحارالانوار، ج 98، ص 323.

44ـ قال الصادق(ع): انه یوم عید، بحارالانوار، ج 98، ص 298.

45ـ قال على(ع): هذا یوم الملأ الاعلى ... (این روز عالم بالا است...) مصباح المتهجد، ص 700.

46ـ قال الرضا(ع): هو الیوم الذى اكمل الله فیه الدین، المراقبات، ص 257.

47ـ قال الصادق(ع): انه یوم فرح، الغدیر، ج 1، ص 286.

48ـ قال على(ع): و هو ... یوم الایضاح عن المقام الصراح (روزغدیر، روز به صراحت سخن گفتن از مقام ناب است) مصباح المتهجد، ص 700.

49ـ قال على(ع): و هو یوم تبیان العقود عن النفاق و الجحود (غدیر، روز باز كردن گره پیوند میان كفر و نفاق است) مصباح المتهجد، ص 700.

50ـ امام صادق(ع): نام غدیر در زمین، روز بازخواست شدگان است. بحارالانوار، ج 98، ص 320.

منبع : خبرنامه ی دانشجویان ایران/ زهرا حبیبیان


+ نوشته شده دریکشنبه هفتم مهر 1392ساعت 0:37توسط مریم کیانی بیدگلی |

                                  دومین همایش فرهنگ غدیر، الگوی تمدن و سبک زندگی اسلامی>

 


+ نوشته شده دریکشنبه هفتم مهر 1392ساعت 0:35توسط مریم کیانی بیدگلی |

                                  مختصری از زندگی نامه حضرت امیرالمومنین امام علی (علیه السلام ) >


تمام انسانها در زندگی خويش از فراز و نشيب برخوردارند و با مشكلات مختلفی مواجهند .افراد معمولا در برخورد با مشكل دچار ضعف و ناتوانی مي گردند و سعی مي كنند با كمك و راهنمايی درد آشنايان خود را از مهلكه نجات دهند و با يافتن " الگوها " در هر زمينه ای ، و سپس تبعيت از آن ، وظايف خويشتن را بخوبی انجام دهند و مشكلات و دردهای خويش را تسكين بخشند . يكی از اين اسوه ها پيامبراكرم ( ص ) است كه قرآن مجيد هم اين حضرت را ( 1 ) به همين نام معرفی مي فرمايد . بجز رسول خدا ( ص ) اگر به دنبال " الگوی " ديگر و جانشين برای آن حضرت باشيم ، به پيشوای بزرگی همچون مولای متقيان حضرت علی ( ع ) خواهيم رسيد ، و چه زيباست كه برای پذيرش اخلاق و رفتار حسنه ايشان ، زندگی پر فراز و نشيب و سراسر شگفتی آن حضرت را مرور كنيم .

كيفيت ولادت
حضرت علی ( ع ) نخستين فرزند خانواده هاشمی است كه پدر و مادر او هر دوفرزند هاشم اند . پدرش ابوطالب فرزند عبدالمطلب فرزند هاشم بن عبدمناف است و مادر او فاطمه دختر اسد فرزند هاشم بن عبدمناف مي باشد . خاندان هاشمی از لحاخ فضائل اخلاقی و صفات عاليه انسانی در قبيله قريش و اين طايفه در طوايف عرب ، زبانزد خاص و عام بوده است . فتوت ، مروت ، شجاعت وبسياری از فضايل ديگر اختصاص به بني هاشم داشته است . يك از اين فضيلتها در مرتبه عالی در وجود مبارك حضرت علی ( ع )
موجود بوده است . فاطمه دختر اسد به هنگام درد زايمان راه مسجدالحرام را در پيش گرفت و خود را به ديوار كعبه نزديك ساخت و چنين گفت : " خداوندا ! به تو و پيامبران و كتابهايی كه از طرف تو نازل شده اند و نيز به سخن جدم ابراهيم سازنده اين خانه ايمان راسخ دارم . پرودگارا ! به پاس احترام كسی كه اين خانه را ساخت ، و به حق
( 2 ) " كودكی كه در رحم من است ، تولد اين كودك را بر من آسان فرما ! لحظه ای نگذشت كه ديوار جنوب شرقی كعبه در برابر ديدگان عباس بن عبدالمطلب و يزيد بن تعف شكافته شد . فاطمه وارد كعبه شد ، و ديوار به هم پيوست . فاطمه تا سه روز در شريفترين مكان گيتی مهمان خدا بود . و نوزاد خويش سه روز پس از سيزدهم رجب سي ام عام الفيل فاطمه ( 3 ) را به دنيا آورد . دختر اسد از همان شكاف ديوار كه دوباره گشوده شده بود بيرون آمد و گفت : ( 4 )" پيامی از غيب شنيدم كه نامش را " علی " بگذار . "

دوران كودكي
حضرت علی ( ع ) تا سه سالگی نزد پدر و مادرش بسر برد و از آنجا كه خداوند مي خواست ايشان به كمالات بيشتری نائل آيد ، پيامبر اكرم ( ص ) وی را از بدو تولد تحت تربيت غير مستقيم خود قرار داد . تا آنكه ، خشكسالی عجيبی در مكه واقع شد . ابوطالب عموی پيامبر ، با چند فرزند با هزينه سنگين زندگی روبرو شد . رسول اكرم ( ص ) با مشورت عموی خود عباس توافق كردند كه هر يك از آنان فرزندی از ابوطالب را به نزد خود ببرند تا گشايشی در كار ابوطالب باشد . عباس ، جعفر را و پيامبر ( ص ) ، ( 5 ) علی ( ع ) را به خانه خود بردند .
به اين طريق حضرت علی ( ع ) به طور كامل در كنار پيامبر قرار گرفت . علی ( ع ) آنچنان با پيامبر ( ص ) همراه بود ، حتی هرگاه پيامبر از شهر ( 6 )خارج مي شد و به كوه و بيابان مي رفت او را نيز همراه خود مي برد .

بعثت پيامبر ( ص ) و حضرت علی ( ع )
شكی نيست كه سبقت در كارهای خير نوعی امتياز و فضيلت است . و خداونددر آيات بسياری بندگانش را به انجام آنها ، و سبقت گرفتن بر يكديگر ( 7 )دعوت فرموده است . از فضايل حضرت علی ( ع ) است كه او نخستين فرد ايمان آورنده به پيامبر ( ص ) باشند . ابن ابي الحديد در اين باره مي گويد : بدان كه در ميان اكابر و بزرگان و متكلمين گروه " معتزله " اختلافی
نيست كه علي بن ابيطالب نخستين فردی است كه به اسلام ايمان آورده و پيامبر خدا را تاييد كرده است .

حضرت علی ( ع ) نخستين ياور پيامبر ( ص )
پس از وحی خدا و برگزيده شدن حضرت محمد ( ص ) به پيامبری و سه سال دعوت مخفيانه ، سرانجام پيك وحی فرا رسيد و فرمان دعوت همگانی داده شد . در اين ميان تنها حضرتعلی ( ع ) مجری طرحهای پيامبر ( ص ) در دعوت الهيش و تنها همراه و دلسوز آن حضرت در ضيافتی بود كه وی برای آشناكردن خويشاوندانش با اسلام و دعوتشان به دين خدا ترتيب داد . در همين ضيافت پيامبر ( ص ) از حاضران سؤوال كرد : چه كسی از شما مرا در اين راه كمك مي كند تا برادر و وصی و نماينده من در ميان شما باشد ؟ فقط علی ( ع ) پاسخ داد : ای پيامبر خدا ! من تو را در اين راه ياری مي كنم پيامبر ( ص ) بعد از سه بار تكرار سؤوال و شنيدن همان جواب فرمود : ای خويشاوندان و بستگان من ، بدانيد كه علی ( ع ) برادر و وصی و خليفه پس از من در ميان شماست . از افتخارات ديگر حضرت علی ( ع ) اين است كه با شجاعت كامل برای خنثی
كردن توطئه مشركان مبنی بر قتل رسول خدا ( ص ) در بستر ايشان خوابيد و زمينه هجرت پيامبر ( ص ) را آماده ساخت .


حضرت علی ( ع ) بعد از هجرت
بعد از هجرت حضرت علی ( ع ) و پيامبر ( ص ) به مدينه دو نمونه ازفضايل علی ( ع ) را بيان مي نمائيم :
1 - جانبازی و فداكاری در ميدان جهاد : حضور وی در 26 غزوه از 27غزوه پيامبر ( ص ) و شركت در سريه های مختلف از افتخارات و فضايل آن حضرت است .
2 - ضبط و كتابت وحی ( قرآن ) كتابت وحی و تنظيم بسياری از اسناد تاريخی و سياسی و نوشتن نامه های تبليغی و دعوتی از كارهای حساس و پرارج امام ( ع ) بود . ايشان آيات قرآن چه مكی و چه مدنی ، را ضبط مي كرد . به همين علت است كه وی را از كاتبان وحی
و حافظان قرآن به شمار مي آورند . در اين دوران بود كه پيامبر ( ص ) فرمان اخوت و برادری مسلمانان را صادر فرمود و با حضرت علی ( ع ) پيمان برادری و اخوت بست و به حضرت علی ( ع ) فرمود :
" تو برادر من در اين جهان و سرای ديگر هستی . به خدايی كه مرا به حق برانگيخته است ...
تو را به برادری خود انتخاب مي كنم ، اخوتی كه دامنه آن هر دو جهان ( 8 )را فرا گيرد . "

حضرت علی ( ع ) داماد رسول اكرم ( ص )
عمر و ابوبكر با مشورت با سعد معاذ رئيس قبيله اوس دريافتند جزعلی ( ع ) كسی شايستگی زهرا ( س ) را ندارد . لذا هنگامی كه علی ( ع )
در ميان نخلهای باغ يكی از انصار مشغول آبياری بود موضوع را با ايشان در ميان نهادند و ايشان فرمود :
دختر پيامبر ( ص ) مورد ميل و علاقه من است . و به سوی خانه رسول به راه افتاد .
وقتی به حضور رسول اكرم ( ص ) رسيد ، عظمت محضر پيامبر ( ص ) مانع از آن شد كه سخنی بگويد ، تا اينكه رسول اكرم ( ص ) علت رجوع ايشان را جويا
شد و حضرت علی ( ع ) با تكيه به فضايل و تقوا و سوابق درخشان خود در اسلام فرمود :
" آيا صلاح مي دانيد كه فاطمه را در عقد من درآوريد ؟ " پس از موافقت حضرت زهرا ( س ) آن حضرت به دامادی رسول اكرم ( ص ) نائل آمدند .

غدير خم
پيامبر ( ص ) بعد از اتمام مراسم حج در آخرين سال عمر پربركتش درراه برگشت در محلی به نام غديرخم در نزديكی جحفه دستور توقف داد ، زيرا
پيك وحی فرمان داده بود كه پيامبر ( ص ) بايد رسالتش را به اتمام ( 9 )برساند .
پس از نماز ظهر پيامبر ( ص ) بر بالای منبری از جهاز شتران رفت و فرمود :
" ای مردم ! نزديك است كه من دعوت حق را لبيك گويم و از ميان
شما بروم درباره من چه فكر مي كنيد ؟ "
مردم گفتند : " گواهی مي دهيم كه تو آيين خدا را تبليغ مي كردی "
پيامبر فرمود : " آيا شما گواهی نمي دهيد كه جز خدای يگانه ، خدايی نيست
و محمد بنده خدا و پيامبر اوست ؟ "
مردم گفتند : " آری ، گواهی مي دهيم . "
سپس پيامبر ( ص ) دست حضرت علی ( ع ) را بالا گرفت و فرمود :
" ای مردم ! در نزد مؤمنان سزاوارتر از خودشان كيست ؟ "
مردم گفتند : " خداوند و پيامبر او بهتر مي دانند . "
سپس پيامبر فرموند :
" ای مردم ! هر كس من مولا و رهبر او هستم ، علی هم مولا و رهبر اوست . "
و اين جمله را سه بار تكرار فرمودند .
بعد مردم اين انتخاب را به حضرت علی ( ع ) تبريك گفتند و با وی بيعت
نمودند .

حضرت علی ( ع ) بعد از رحلت رسول اكرم ( ص )
پس از رحلت رسول اكرم ( ص ) به علت شرايط خاصی كه بوجود آمده بود ،حضرت علی ( ع ) از صحنه اجتماع كناره گرفت و سكوت اختيار كرد.
نه در جهادی شركت مي كرد و نه در اجتماع به طور رسمی سخن مي گفت . شمشير در نيام كرد و به وظايف فردی و سازندگی افراد مي پرداخت .
فعاليتهای امام در اين دوران به طور خلاصه اينگونه است :
1 - عبادت خدا آنهم در شان حضرت علی ( ع )
2 - تفسير قرآن و حل مسائل دينی و فتوای حكم حوادثی كه در طول 23سال
زندگی پيامبر ( ص ) مشابه نداشت .
3 - پاسخ به پرسشهای دانشمندان ملل و شهرهای ديگر .
4 - بيان حكم بسياری از رويدادهای نوظهور كه در اسلام سابقه نداشت .
5 - حل مسائل هنگامی كه دستگاه خلافت در مسائل سياسی و پاره ای از مشكلات
با بن بست روبرو مي شد .
6 - تربيت و پرورش گروهی كه از ضمير پاك و روح آماده ، برای سير و سلوك
برخوردار هستند .
7 - كار و كوشش برای تامين زندگی بسياری از بينوايان و درماندگان تا آنجا
كه با دست خويش باغ احداث مي كرد و قنات استخراج مي نمود و سپس آنها را
در راه خدا وقف مي نمود .

خلافت حضرت علی ( ع )
در زمان خلافت حضرت علی ( ع ) جنگهای فراوانی رخ داد از جمله صفين ، جمل و نهروان كه هر يك پيامدهای خاصی به دنبال داشت .

شهادت امام علی ( ع )
بعد از جنگ نهروان و سركوب خوارج برخی از خوارج از جمله عبدالرحمان بن ملجم مرادی ، و برك بن عبدالله تميمی و عمروبن بكر تميمی در يكی از شبها
گرد هم آمدند و اوضاع آن روز و خونريزي ها و جنگهای داخلی را بررسی كردند و از نهروان و كشتگان خود ياد كردند و سرانجام به اين نتيجه رسيدند كه
باعث اين خونريزی و برادركشی حضرت علی ( ع ) و معاويه و عمروعاص است . و اگر اين سه نفر از ميان برداشته شوند ، مسلمانان تكليف خود را
خواهنددانست . سپس با هم پيمان بستند كه هر يك از آنان متعهد كشتن يكی از سه نفر گردد .
ابن ملجم متعهد قتل امام علی ( ع ) شد و در شب نوزدهم ماه رمضان همراه چند نفر در مسجد كوفه نشستند . آن شب حضرت علی ( ع ) در خانه دخترش
مهمان بودند و از واقعه صبح با خبر بودند ، وقتی موضوع را با دخترش در ميان نهاد ، ام كلثوم گفت : فردا جعده را به مسجد بفرستيد .
حضرت علی ( ع ) فرمود : از قضای الهی نمي توان گريخت . آنگاه كمربند خود را محكم بست و در حالی كه اين دو بيت را زمزمه مي كرد عازم مسجد شد .
كمر خود را برای مرگ محكم ببند ، زيرا مرگ تو را ملاقات خواهدكرد .
و از مرگ ، آنگاه كه به سرای تو درآيد ( 10 ) . جزع و فرياد مكن
ابن ملجم ، در حالی كه حضرت علی ( ع ) در سجده بودند ، ضربتی بر فرق مبارك خون از سر حضرتش در محراب جاری شد و محاسن ( 11 ) آن حضرت وارد ساخت .
شريفش را رنگين كرد . در اين حال آن حضرت فرمود : " فزت و رب الكعبه " به خدای كعبه سوگند كه رستگار شدم سپس آيه 55سوره
طه را تلاوت فرمود :
" شما را از خاك آفريديم و در آن بازتان مي گردانيم و بار ديگر از آن
( 12 ) بيرونتان مي آوريم .
حضرت علی ( ع ) در واپسين لحظات زندگی نيز به فكر صلاح و سعادت مردم بود و به فرزندان و بستگان و تمام مسلمانان چنين وصيت فرمود :
" شما را به پرهيزكاری سفارش مي كنم و به اينكه كارهای خود را منظم كنيد و اينكه همواره در فكر اصلاح بين مسلمانان باشيد .
يتيمان را فراموش نكنيد ، حقوق همسايگان را مراعات كنيد . قرآن را برنامه ی عملی خود قرار دهيد .
نماز را بسيار گرامی بداريد كه ستون دين شماست . حضرت علی ( ع ) در 21ماه رمضان به شهادت رسيد و در نجف اشرف به خاك
سپرده شد ، و مزارش ميعادگاه عاشقان حق و حقيقت شد .


- سوره احزاب ، آيه 21. ( 1 )
- فروغ ولايت ، ص 35( كشف الغمه ، ج 1 ، ص 90) . ( 2 )
- آفتاب ولايت ، ص 19( الخرائج و الجرائح ، ج 1 ، ص 171، ش 1 ) . ( 3 )
- آفتاب ولايت ، ص 19( بحارالانوار ، ج 35، ص 18) . ( 4 )
- فروغ ولايت ، ص 37( سيره ابن هشام ، ج 1 ، ص 236) . ( 5 )
- فروغ ولايت ، ص 38 ( 6 )
- آفتاب ولايت ، ص 131( سوره بقره ، آيه 148) . ( 7 )
- فروغ ولايت ، ص 86( مستدرك حاكم ، ج 3 ، ص 14، استيعاب ، ج 3 ، ( 8 )
ص 35)
- فروغ ولايت ، ص 141( سوره مائده ، آيه 67) ( 9 )
- فروغ ولايت ، ص 697 ( 10 )
- فروغ ولايت ، ص 697( بحارالانوار ، نقل از مالی ، ج 9 ، ص 650) ( 11)
- فروغ ولايت ، ص 697 ( 12 )
 


+ نوشته شده درجمعه پنجم مهر 1392ساعت 23:54توسط مریم کیانی بیدگلی |

                                  آیات قرآن در نهج البلاغه>

آیات قرآن در نهج البلاغه

نهج البلاغه در 121 مورد به طور صريح به آيات قرآن كريم استشهاد نموده و يا اقتباس كرده است: 

1ـ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلِيسَ. (خطبة 1) 

2ـ اِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ اِلي يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ. (خطبة 1) 

3ـ وَ لِلَّهِ عَلَي النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً، وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ.(خطبة 1) 

4ـ تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ.(خطبة 3) 

5ـ اِحْدَي الْحسْنَيَيْنِ. (خطبة 23) 

6ـ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍِ. (خطبة 85) 

7ـ ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْ‏ءٍ. (خطبه 18) 

8ـ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدَ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً. (خطبه 18) 

9ـ قُلْ تَمَتَّعُوا فَإِنَّ مَصِيرَكُمْ إِلَي النَّارِ. (خطبه 28) 

10ـ كَاَنَّما يُساقُونَ إِلَي الْمَوْتِ وَ هُمْ يَنْظُرُونَ. (خطبه 39) 

11ـ وَ يَنْجُو الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَ اللهِ الْحُسْني. (خطبه 50) 

12ـ لَقَدْ ضَلَلْتُ إِذاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُهْتَدِينَ. (خطبه 57) 

13ـ وَ أَنْتُمُ الْاَعْلَوْنَ وَ اللَّهُ مَعَكُمْ، وَ لَنْ يَتِرَكُمْ أَعْمالَكُمْ. (خطبه 65) 

14ـ وَ لَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِينٍ. (خطبه 70) 

15ـ كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَ شَهِيدٌ. (خطبه 84) 

16ـ فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ. (خطبه 86) 

17ـ وَ أَنّي تٌؤْفَكُونَ. (خطبه 86) 

18ـ تَاللَّهِ إِنْ كُنَّا لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ، إِذْ نُسَوّيكُمْ بِرَبِّ الْعالَمِينَ. (خطبه 90) 

19ـ بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ، لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ. (خطبه 90) 

20ـ اِنَّكَ عَلي كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ. (خطبه 216) 

21ـ فَاِنَّ الْعاقِبَةَ لِلْمُتَّقينَ. (خطبه 97) 

22ـ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ وَ إِنْ كُنَّا لَمُبْتَلِينَ. (خطبه 102) 

23ـ مِنْ ماءٍ مَهينٍ. (خطبه 108) 

24ـ رَيْبُ الْمَنُونِ. (خطبه 108) 

25ـ كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِيماً تَذْرُوهُ الرِّياحُ، وَ كانَ اللَّهُ عَلي كُلِّ شَيْ‏ءٍ مُقْتَدِراً.(خطبه110) 

26ـ كَما بَدَأْنا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُ وَعْداً عَلَيْنا، اِنَّا كُنَّا فاعِلِينَ. (خطبه 110) 

27ـ فَاتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ اِلاَّ وَ اَنْتُمْ مُسْلِمُونَ. (خطبه 113) 

28ـ تُنْزِلُ الْغَيْثَ مِنْ بَعْدِ ما قَنَطُوا وَ تَنْشُرُ رَحْمَتَكَ وَ اَنْتَ الْوَلِيُّ الْحَميدُ. (خطبه 114) 

29ـ وَ تُبْلي فيهِ السَّرائِرُ. (خطبه 119) 

30ـ فَاِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَي اللَّهِ وَ الرَّسُولِ. (خطبه 125) 

31ـ اِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَ يُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَ يَعْلَمُ ما فِي الْأَرْحامِ وَ ما تَدْرِي نَفْسٌ ما ذا تَكْسِبُ غَداً وَ ما تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ. (خطبه 128) 

32ـ فإِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ. (خطبه 129) 

33ـ ظَهَرَ الْفَسادُ. (خطبه 129) 

34ـ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كانَ غَفَّاراً، يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً وَ يُمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ. (خطبه 143) 

35ـ وَ لا تٌؤاخِذْنا بِما فَعَلَ السُّفَهاءُ مِنَّا. (خطبه 143) 

36ـ لِيَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً. (خطبه 144) 

37ـ هُدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ. (خطبه 147) 

38ـ وَ لا يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِيرٍ. (خطبه 152) 

39ـ وَ تُبْرَزُ الْجَحِيمُ لِلْغاوينَ. (خطبه 155) 

40ـ الم اََحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ. (خطبه 155) 

41ـ اَنَّكَ حَيُّ قَيُّومٌ لا تَأْخُذُكَ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ. (خطبه 159) 

42ـ وَ اَخَذْتَ بِالنَّواصِي وَ الْاَقْدامِ. (خطبه 159) 

43ـ رَبِّ اِنِّي لِما اَنْزَلْتَ اِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ. (خطبه 159) 

44ـ فَلا تَذْهَبْ نَفْسُكَ عَلَيْهِمْ حَسَراتٍ اِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِما يَصْنَعُونَ. (خطبه 161) 

45ـ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ، وُضِعْتَ فِي قَرارٍ مَكِينٍ، اِلي قَدَرٍ مَعْلُومٍ. (خطبه 162) 

46ـ اِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ اَنْ لا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ. (خطبة 175) 

47ـ اِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ اَنْ يُشْرَكَ بِهِ. (خطبه 175) 

48ـ لِاَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلاَّمٍ لِلْعَبِيدِ. (خطبه 177) 

49ـ بُعْداً لَهُمْ كَما بَعِدَتْ ثَمُودُ. (خطبه 180) 

50ـ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً. (خطبه 182) 

51ـ اِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ. (خطبه 182) 

52ـ مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ، وَ لَهُ أَجْرٌ كَرِيمٌ. (خطبه 182) 

53ـ وَ لَهُ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ. (خطبه 182) 

54ـ وَ لَهُ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْاَرْضِ وَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ. (خطبه 182) 

55ـ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ، وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ. (خطبه 182) 

56ـ فَتَبارَكَ الَّذِي يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْاَرْضِ طَوْعاً و كَرْهاً. (خطبه 227) 

57ـ وَ اَنْشَأَ السَّحابَ الثِّقالَ. (خطبه 227) 

58ـ يَقُولُ لَئِنْ اَرادَ كَوْنَهُ كُنْ فَيَكُونَ. (خطبه 228) 

59ـ اِلي أَجَلٍ مَعْلُومٍ. (خطبه 231) 

60ـ وَ سِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ اِلَي الْجَنَّةِ زُمَراً. (خطبه 232) 

61ـ وَ كانُوا أَحَقَّ بِها وَ أَهْلَها. (خطبه 232) 

62ـ وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ. (خطبه 233) 

63ـ وَ لاتَ حِينَ مَناصٍ. (خطبه 233) 

64ـ فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ وَ ما كانُوا مُنْظَرِينَ. (خطبة 233) 

65ـ إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ طِينٍ، فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ، فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ إِلاَّ إِبْلِيسَ.(خطبه 234) 

66ـ قالَ رَبِّ بِما أَغْوَيْتَنِي لَاُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْاَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ. (خطبه 234) 

67ـ أَيَحْسَبُونَ أَنَّما نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مالٍ وَ بَنينَ. نُسارِعُ لَهُمْ فِي الْخَيْراتِ؟ بَلْ لا يَشْعُرُونَ. (خطبه 234) 

68ـ فَجَعَلَها بَيْتَهُ الْحَرامَ الَّذي جَعَلَهُ اللهُ للِنّاسِ قِياماً. (خطبه 234) 

69ـ فَقالُوا نَحْنُ أَكْثَرُ اَمْوالاً وَ أَوْلاداً وَ ما نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ. (خطبه 234) 

70ـ فَاِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ الَّذِينَ هُمْ مُحْسِنُونَ. (خطبه 184) 

71ـ اُولئِكَ حِزْبُ الشَّيْطانِ أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ. (خطبة 185) 

72ـ في يَوْمٍ تَشْخَصُ فِيهِ الْأَبْصارُ. (خطبة 186) 

73ـ فَاِنَّها كانَتْ عَلَي الْمُؤْمِنينَ كِتاباً مَوْقُوتاً. (خطبة 190) 

74ـ ما سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ؟ قالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ. (خطبة 190) 

75ـ رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ اِيتاءِ الزَّكاةِ. (خطبة 190) 

76ـ وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَ أصْطَبِرْ عَلَيْها. (خطبة 190) 

77ـ وَ هُوَ الْاِنْسانُ، إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولاً. (خطبة 190) 

78ـ فَعَقَرُوها فَأَصْبَحُوا نادِمِينَ. (خطبة 192) 

79ـ اِنَّا لِلَّهِ وَ اِنَّا اِلَيْهِ راجِعُونَ. (خطبة 193) 

80ـ إِنَّ فِي ذلِكَ لَعِبْرَةَ لِمَنْ يَخْشي. (خطبة 202) 

81ـ أَلْهيكُمُ التَّكاثُرُ حَتَّي زُرْتُمُ الْمَقابِرَ. (خطبة 212) 

82ـ رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ.(خطبة 213) 

83ـ يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ. (خطبة 214) 

84ـ هُنالِكَ تَبْلُوا كُلُّ نَفْسٍ ما أَسْلَفَتْ وَ رُدُّوا إِلَي اللَّهِ مَوْلاهُمُ الْحَقِّ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ.(خطبة 217) 

85ـ وَ خَسِرَ هُنالِكَ الْمُبْطِلُونَ. (نامة 3) 

86ـ رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ قَوْمِنا بِالْحَقِّ، وَ أَنْتَ خَيْرُ الْفاتِحِينَ. (نامة 15) 

87ـ أَلا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ. (نامة 23) 

88ـ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لِلْاَبْرارِ. (نامة 23) 

89ـ وَ اُولُوا الْاَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلي بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللَّهِ. (نامة 28) 

90ـ اِنَّ أَوْلَي النَّاسِ بِاِبْراهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَ هذَا النَّبِيُّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا، وَ اللَّهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ.(نامة 28) 

91ـ لَقَدْ عَلِمَ اللَّهُ الْمُعَوِّقِينَ مِنْكُمْ وَ الْقائِلِينَ لِاِخْوانِهِمْ هَلُمَّ إِلَيْنا وَ لا يَأْتُونَ الْبَأْسَ إِلاَّ قَلِيلاً. (نامة 28) 

92ـ وَ ما اَرَدْتُ اِلاَّ الْاِصْلاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَ ما تَوْفِيقي اِلاَّ بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ اِلَيْهِ أُنيبُ.(نامة 28)

93ـ وَ ما هِيَ مِنَ الظَّالِمينَ بِبَعِيدٍ. (نامة 28) 

94ـ وَ لاتَ حِينَ مَناصٍ. (نامة 41) 

95ـ أُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ، أَلا اِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ. (نامة 45) 

96ـ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْاَمْرِ مِنْكُمْ، فَاِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ اِلَي اللَّهِ وَ الرَّسُولِ. (نامة53) 

97ـ كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ.(نامة 53) 

98ـ حَتَّي يَحْكُمَ اللَّهُ بَيْنَنا وَ هُوَ خَيْرُ الْحاكِمِينَ. (نامة 55) 

99ـ سَواءً الْعاكِفُ فِيهِ وَ الْبادِ. (نامة 67) 

100ـ اِنَّ عَهْدَ اللَّهِ كانَ مَسْؤُولاً. (نامة74) 

101ـ ذلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا، فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنَ النَّارِ. (حكمت 75) 

102ـ وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ وَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ. (حكمت 85) 

103ـ وَ اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ. (حكمت 90) 

104ـ اِنَّ أَوْلَي النَّاسِ بِاِبْراهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَ هذَا النَّبِيُّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا. (حكمت 92) 

105ـ اِنَّا لِلَّهِ وَ اِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ. (حكمت 95) 

106ـ اَنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوي. (حكمت 125) 

107ـ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ، وَ مَنْ يَعْمَلْ سُوءً أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللَّهَ يَجِدِ اللَّهَ غَفُوراً رَحِيماً، لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَاَزِيدَنَّكُمْ.(حكمت 130) 

108ـ اِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَي اللَّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَرِيبٍ فَأُولئِكَ يَتُوبُ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ كانَ اللَّهُ عَلِيماً حَكِيماً.(حكمت 130) 

109ـ وَ اللَّهُ يُحِبُّ الُْمحْسِنِينَ. (حكمت 195) 

110ـ وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَي الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةَ وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ. (حكمت 200) 

111ـ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً. (حكمت 221) 

112ـ اِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْاِحْسانِ. (حكمت 223) 

113ـ أجْعَلْ لَنا إِلهاً كَما لَهُمْ آلِهَةٌ فَقالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ. (حكمت 309) 

114ـ كُلِّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهينَةٌ. (حكمت 335) 

115ـ خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ، ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ. (حكمت 336) 

116ـ فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ اِلاَّ الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ. (حكمت 469) 

117ـ اِنَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ اِلاَّ الْقَوْمُ الْكافِرُونَ. (حكمت 369) 

118ـ لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلي ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ. (حكمت 431) 

119ـ وَ لا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ. (حكمت 460) 

120ـ عَفَا اللَّهُ عَمَّا سَلَفَ. (خطبة 177) 

121ـ فَهَلّا اُلْقِيَ عَلَيْهِما اَساوِرَ مِنْ ذَهَبٍ. (خطبة 234) 

 

سيّد جواد مصطفوي- رابطه قرآن با نهج البلاغه


+ نوشته شده درشنبه بیست و نهم تیر 1392ساعت 19:26توسط مریم کیانی بیدگلی |

                                  رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم )غدیر و جلوگيرى از نقشه هاى سياسى>


در روزهاى بحرانى بيمارى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) منتظران فرصت و تشنگان قدرت از هر فرصتى استفاده مى كردند، و با بهانه هاى گوناگون و با طرح هاى از پيش تعيين شده ، سعى در مطرح كردن خود داشتند، و چون دختر اولى و دومى از همسران رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) بودند، گزارش لحظه به لحظه را به پدران خود منتقل مى كردند.
يك روز كه حال رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) مناسب نبود و مردم به هنگام نماز در مسجد گرد آمده بودند، پيكى فرستادند كه هنگام نماز است .
بار اول كه پيك آمد و در را كوبيد دختر عمر پشت در حاضر شد و گفت : نماز را با پدرم عمر بخوانيد
((بگونه اى پاسخ داد كه فكر كنند اين دستور از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) است )).
بار دوم كه پيك آمد: دختر ابابكر عائشه گفت : با پدرم ابابكر نماز را بخوانيد
و ابابكر كه از قبل خود را آماده كرده بود بلافاصله براى امامت نماز بپا خواست
كه با اين صحنه سازيها مى خواستند به همگان بفهمانند كه مورد تاءييد پيامبرند و در حضور رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) به امامت نماز انتخاب گرديدند، در حالى كه از فرمان رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) و سلم ) سرپيچى كردند و از لشكر اسامة خارج شدند وقتى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) از نماز پرسيد و پاسخ شنيد كه ابابكر مى خواهد نماز بخواند، ناراحت شده برخاست ، و در حالى كه به على (عليه السلام ) و فضل بن عباس تكیه داده بود وارد مسجد شده ، ابابكر را كنار زد، و با همه درد و بيمارى كه داشت ، خود نماز جماعت را پايان برد، و از تحقق نقشه هاى سياسى ، در ظاهرى از شعائر دينى ، جلوگيرى نمود، تا نتوانند با جوسازيهاى تحميلى مردم را فريب دهند
پس ابابكر و عمر و جمعى را در منزل احضار كرد و فرمود:
مگر به شما فرمان ندادم كه از لشكر اءسامة خارج نشويد؟(1)

و تا زنده بود در هدايت امت كوشيدك و مرزهاى عقيده را بدرستى پاسدارى فرمود.

1- بحار الانوار، ج 22، ص 467 به نقل از ارشاد - و - اعلام الورى


+ نوشته شده دریکشنبه هشتم بهمن 1391ساعت 15:41توسط مریم کیانی بیدگلی |

                                  اختتامیه نخستین جشنواره فرهنگی و ادبی غدیر برگزار می‌شود>

آیین اختتامیه نخستین جشنواره فرهنگی و ادبی غدیر روز جمعه 13/11/1391 در تالار فجر همدان برگزار می‌شود.

به گزارش روابط عمومی حوزه هنری استان همدان، به نقل از دبیرخانه نخستین جشنواره فرهنگی و ادبی غدیر؛ تا پایان مهلت ارسال آثار، تعداد 1850 اثر به دبیرخانه جشنواره رسید.

تیمور آقامحمدی، معاون فرهنگی و هنری حوزه هنری استان همدان گفت: مجید ارتقایی داوری بخش وبلاگ‌نویسی،سعید جلیلی‌هنرمند و علی سلیمانی داوری بخش شعر، سمیرا ابوترابی داوری بخش داستان‌کوتاه و مهدی قره‌خانی‌نژاد داوری بخش کتابخوانی را بر عهده داشتند. وی افزود: برگزیدگان بخش‌های وبلاگ‌نویسی (13 نفر)، شعر (6 نفر) و داستان‌کوتاه (3 نفر) مشخص شده و منتخبان بخش کتابخوانی (26 نفر) نیز در روز اختتامیه براساس قرعه‌کشی مشخص خواهد شد.

آقامحمدی در پایان گفت:

آیین اختتامیه نخستین جشنواره فرهنگی و ادبی غدیر روز جمعه 13/11/1391 ساعت 30/15 بعدازظهر در تالار فجر همدان برپا می‌شود.
گفتنی است این جشنواره به همت بنیاد بین‌المللی غدیر نمایندگی استان همدان و حوزه هنری استان همدان برگزار می‌گردد.


+ نوشته شده دریکشنبه هشتم بهمن 1391ساعت 15:34توسط مریم کیانی بیدگلی |

                                  غدیر در کلام معصومین - امام زمان(علیه السلام)>

در دعاى ندبه كه ظاهرا منسوب به آن حضرت است چنین می ‏خوانیم: «... فلما انقضت ایامه اقام ولیه على‏بن ابى طالب صلواتك علیهما و آلهما هادیا اذ كان هوالمنذر و لكل قوم هاد فقال و الملاء امامه من كنت مولاه فعلى مولاه.. .»


+ نوشته شده درچهارشنبه چهارم بهمن 1391ساعت 16:14توسط مریم کیانی بیدگلی |

                                  غدیر در کلام معصومین - امام حسن عسكرى(علیه السلام) >

حسن بن ظریف به امام حسن عسكرى(علیه السلام) نامه نوشت و پرسید: گفته پیامبر «من كنت مولاه فعلى مولاه» یعنى چه؟ حضرت در پاسخ فرمود: «اراد بذلك ان جعله علما یعرف به حزب الله عند الفرقة»؛ خداوند اراده فرمود كه این جمله، نشان و پرچمى باشد تا حزب خدا هنگام اختلافها با آن شناخته شود.
اسحاق بن اسماعیل نیشابورى می ‏گوید: حضرت حسن‏بن على(علیه السلام) به ابراهیم چنین نوشت: خداوند متعال با منت و رحمت خویش واجبات را بر شما مقرر كرد. این كار به سبب نیاز او نبود، بلكه رحمت او بود كه متوجه شما شد.
 هیچ معبودى جز او وجود ندارد؛ او چنان كرد تا ناپاك را از پاك جدا سازد و اندرون شما را بیازماید تا به سوى رحمت او پیش بگیرد و منازل شما در بهشت معین شود.

از اینرو، حج و عمره، اقامه نماز، پرداخت زكات، روزه و ولایت را بر شما واگذار كرد و درى را فرا راهتان قرار داد تا درهاى دیگر واجبات را باز كنید؛ كلیدى را براى یافتن راه خود قرار داد. اگر محمد و جانشینان او از فرزندش نبود، شما مانند حیوانات سرگردان می ‏ماندید و هیچ واجبى از واجبات را فرا نمی ‏گرفتید. مگر مى‏توان از غیر در، وارد مكانى شد؟ وقتى خداوند به سبب تعیین اولیا پس از پیامبر(صلی الله علیه و آله) ، نعمت خود را بر شما تمام كرد، فرمود: «الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتى و رضیت لكم الاسلام دینا»  امروز دینتان را كامل و نعمت خود را بر شما تمام كردم و راضى شدم كه اسلام دین شما باشد .
سپس براى اولیاى خود برگردن شما حقوقى قرار داد و به شما فرمان داد حقوق آنها را ادا كنید تا زنان و اموال و خوراك و آشامیدنیها بر شما حلال باشد و به واسطه آن بركت و رشد و ثروت را به شما بشناساند و اطاعت كنندگان شما را به واسطه غیبت بشناساند*
 
* علل الشرائع، ج 1، ص 249، باب 182، ح .66


+ نوشته شده درچهارشنبه چهارم بهمن 1391ساعت 16:13توسط مریم کیانی بیدگلی |

                                  غدیر در کلام معصومین - امام هادى(علیه السلام)>

شیخ مفید، در كتاب شریف ارشاد، زیارت امیرمومنان على(علیه السلام) را از امام حسن‏ عسكرى(علیه السلام) و آن امام از پدرش نقل می ‏كند و می ‏گوید: امام جواد(علیه السلام) در روز عید غدیر، حضرت على(علیه السلام) را زیارت كرد و فرمود: «اشهد انك المخصوص بمدحةالله المخلص لطاعةالله...»؛ شهادت می ‏دهم كه مدح خدا به تو اختصاص دارد و در طاعت او مخلصى.
سپس می ‏فرماید: خداوند حكم فرمود: «یا ایهاالرسول بلغ ما انزل الیك من ربك و ان لم تفعل فمابلغت رسالته و الله یعصمك من الناس
«
آنگاه ادامه می ‏دهد: پیامبر(صلی الله علیه و آله) خطاب به مردم كرد و از آنها پرسید: آیا آنچه برعهده داشتم، ابلاغ كردم؟
همگى گفتند: آرى.
سپس فرمود: خدایا گواه باش! بعد از آن فرمود: «الست اولى بالمومنین من انفسهم؟ فقالوا بلى فاخذ بیدك و قال من كنت مولاه فهذا على مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله؛» آیا من به مومنان از خود آنها سزاوارتر نیستم؟ گفتند : بله. پس از آن دست على(علیه السلام) را گرفت و فرمود: هركس من مولاى اویم، این على مولاى اوست...  *
 
* بحارالانوار، ج 100، ص .363


+ نوشته شده درچهارشنبه چهارم بهمن 1391ساعت 16:11توسط مریم کیانی بیدگلی |

کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ atreghadir محفوظ می باشد.
طراحی شده توسط
مریم کیانی بیدگلی